{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان دنیای من

رمان دنیای من

پارت ۵۴

ارسلان، خوب خوب خوب کجا بریم بانو

دیانا، میشه بریم لباس بخریم

ارسلان، صدرصد

دیانا، رفتیم لباس اینا خردیم

ارسلان، دیانا وایسا اینجا من برم دستشویی بیام

دیانا، اوکی ارسلان رفتم منم رفتم مغازه که بغلم بود رفتم توش یه ست لباس زیر بنفش گرفتم برای امشب اومدم بیرون اونو قایم کردن تو وسیله ها

ارسلان، بریم عزیزم

دیانا، بریم

ارسلان، خوب دیگه کجا

دیانا، الان بعد از ظهره پس شهر بازی ها باز هستن

ارسلان، آره دیگه

دیانا، پس بریم شهر بازی

ارسلان، پیش به سوی شهر بازی
دیدگاه ها (۶)

رمان دنیای من پارت ۵۵دیانا، رفتیم شهر بازی چند تا بازی بازی ...

رمان دنیای من پارت ۵۶ارسلان، رسیدیم خونه دیانا بدو رفت بالا ...

رمان دنیای من پارت ۵۳دیانا، برم حاضر شم لباسمو درآوردم که در...

رمان دنیای من پارت ۵۳دیانا، دیدم ارسلان روم و لبش روی لبمه ی...

پارت 7صبح ساعت 1 بیدار شدم واییییی چقدر خوابیدم لعنتی راستی ...

رمان خرس عسلی پارت ۲ ویو کوکاز خواب بیدار شدم رفتم سرویس بهد...

#دبیرستان_مخفی_من پارت ۲۵*فلش بک به دو ماه بعد*دکتر: تبریک م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط