{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

The originals

The originals
S2 (season 2)
Part 1
**
راوی

هشت ماه از این اتفاق میگذره و دشمن ها کم و زیاد میشدن ولی بلاخره بعذ کلی سختی و تلاش تونستن نژاد هارو متحد نگه دارن
مایکل رئیس خون اشام ها شد
لیا هم قرار شد با آلفا گرگینه ها دست دوستی ها رو نگه داره
و برای جادوگر ها هم گابریل قدرتمند ترین جادوگر بوسان به عنوان نماینده انتخاب میشه
و بلاخره زمانش رسید که به همه اعلام بشه پرنسس جئون زنده است

لیا

داشتم نقشه ای که جکسون (آلفا) رو چک میکردم که منطقه شون (مرداب) مشکلی نداشته باشه یهو صدای بوق ماشینی از بیرون شنیده شد
دویدم سمت در وقتی تو بغل ربکا دیدمش پاهام سست شد
یک موجود کوچولو با یک‌ پیراهن صورتی که دستاشو به سمت من دراز کرده بود و سروصدای ظریف و‌نازکش کل حیاط رو گرفته بود و برای بغل کردنش التماس میکرد
بدون فکر بلند شدم و محکم تو آغوشم فشردمش
اخ خدایا یک مادر اخع چقدر میتونه از بچش جدا بشه
می بوییدمش و موهاشو میبوسیدم

جونگ کوک از چارچوب درنگاهمون میکرد و از چشمامش احساسات میبارید که بغلش کنه ولی بروز نمیداد
هوپ رو بردم سمتش که بغلش کنه
کل خواهر و برادر ها جمع شدن
چون تاحالا جونگ کوک رو اونقدر احساساتی ندیده بودند

جونگ کوک
موقعی که میخواستم بگیرمش دستام میلرزید تا حالا اینطور ی نشده بودم
از یک دورگه هزار ساله بی رحم چه انتظاری باید داشت
با اینکه بار اولم نبود ولی..بعد مدت ها دوری ببینیش..حس عجیبی داره
لرزان ولی محکم گرفتمش
استرس اینو داشتم که بهش اسیب بزنم یا بندارمش
سرشو بوسیدم و به خودم چسبوندمش
میتونستم قدرت سه گانه و قدرتمندشو حس کنم ولی غیر فعال!
تو بغلم آروم و ریتمیک تکونش میدادم و به خودم چسبونده بودمش
ادمین: تو سه سالگی کم کم جادوش فعال میشه
وقتی یکی رو میکشه گرگینه میشه
و وقتی هم بمیره خون اشام میشه ولی چون سه گانه اس قدرت تولید مثل رو داره

راوی
غذا در حال پختنه (به دست ربکا)
یونگی و مایکل بیرون به مشکلات خون اشاما بررسی میکنن
جیمینم رفته گابریل رو ببینه
کوکم هوپ رو روی پاهاش نشونده و نقشه ها رو بررسی میکنه
لیا هم شیر هوپ رو آماده میکنه

کوک: *بوسیدن سرش* ( به اطراف نگاه میکرد و میخندید و به و خودشو تو بغلم بیشتر جا میکرد انگار خوشحاله که پیشمه)
لیا: شیرش آماده اس!
کوک: بیا بگیرش بو هم میده
لیا: بو میده؟
کوک: انگار خراب کاری کردع
لیا: اهاا پس بگو جئون بزرگ از پس یک کار خرابی بچه نمیتونه بر بیاد!
کوک: چی گفتی؟!
لیا: اگه میتونی خودت کارخرابی شو تمیز کن..نگو که میترسی؟!
کوک: دیگه داری پرو میشیا *با خودم بلندش کردم و پوشکشو تو سه دقیقه عوض کردم* دیدی؟!.. من و دخترم خوب باهم راه میایم
لیا: شاید چون یک پدر نمونه ای *چشمک*
دیدگاه ها (۰)

The originals S2Part 2ربکاموقع ناهار هوپ تو بغل کوک خوابش بر...

The originals S2Part 3کوک: *وسایل ها رو همونجا انداختم زمین ...

فیک جدیدی که منتظرش بودین تو تلگرام با فصل دو the originals ...

جواب بدین خیلی مهمه

The originals S2Part 4کوک: * ته با استفادع از هنر جادوگریش خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط