{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مورد داشتیم دختره میخواست روزه بگیره ولی غرورش اجازه نداد

مورد داشتیم دختره میخواست روزه بگیره ولی غرورش اجازه نداد،گفته اون باید منو بگیره!
بعد در همین حال یه مورد دیگه داشتیم.پسره نماز خونده اما فک کنم باید چادر سرش میکرده.
از بس ابروهاش نازک بوده!!!
دیدگاه ها (۱۸)

حشره شب تاب دیده بودید؟شبتون قشنگ..

یکی از خصوصیات خوبم اینکه...کسی که منو دوس داشته باشه.هیچوقت...

اینایی که به یکی دست میدن،به یکی پا میدن،به یکی دل.اینارو اذ...

وقتی کسی رو دوست داری،باید زیباییهایش را بیرون بکشی...و تلخی...

امم من معمولا فیلم کره ایی نمیبینم، یعنی کلا دوتا دیدم🗿خب ال...

رومان عشق بینھایت پارت1از زبان ملیسا امروز اولین روز مدرسه ه...

وای وای .....اینکارو نکن مغز قشنگم با من ‌..خاطرات اکثرشون م...

رومان عشق بینھایت پارت1از زبان ملیسا امروز اولین روز مدرسست ...

Otagh baghli Part⁶² تهیونگ : خب جونگکوک !چیکار میخوای کنی ؟ ...

پارت ۱۷ جونگ کوک:خوبییونا:آ..آره چتونه چرا اینحوری‌همتون این...

داستان

پارت یک لونا: خدایا من کجام پدرو مادرم کجان هوففف بیخیال بزا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط