{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Otagh baghli

Otagh baghli
Part⁶²

تهیونگ : خب جونگکوک !
چیکار میخوای کنی ؟

جونگکوک سرش رو بالا آورد و لب زد :..

جونگکوک: نمی‌دونم
واقعا نمیدونم تهیونگ !..(کلافه )

تهیونگ : من یه چیز بگم ؟

جونگکوک : بنال .(عاشقِ صمیمیتشونم 😃🎀)

تهیونگ : نظرت چیه ببخشیش ؟!

جونگکوک با عصبانیت گفت :

جونگکوک : تهیونگ ممنون میشم دو دقیقه دهنتو ببندی ..

این همه به انتقام بهش فک میکردم ، میخواستم تا میتونم بچزونمش بعد تو میگی ببخشمش ؟
مگه کیه ؟
مگه چیه
مگه عاشقشم که بخوام ببخشمش !؟
اصلااا نمیخوام چیزی راجب بخشش بشنوم ..
الان دارم به انتقامم فکر میکنم ..

تهیونگ نفسِ کلافه ای کشید :..

تهیونگ : خب الان چی
تو که نمیتونی به اصطلاح خواهرت رو بدبخت کنی و کلی بلا سرش بیاری که...

جونگکوک : منظورت چیه ..

تهیونگ : خب معلومه دیگه !
فک کردی من خبر ندارم قرار بود چه بلا هایی سرِ همون دختره بیاری
الان که فهمیدی اون دختره مادرت و خواهرته، نمیتونی اون همه بلا رو که سرش بیاری ..
اگه میخوای انتقام بگیری باید از یه روشِ دیگه عمل کنی ..!

جونگکوک : چه روشی .؟!

تهیونگ : ..

...

شرط : ۱۱۰ لایک ، ۳۰بازنشر ، ۹۰ کامنت

گوشیم سه درصده دارم براتون پارت می‌نویسم ، ببینین چه ادمینِ گلیم 😍🎀🦦

خب شرمنده انقد کم بود ، ولی خب بجاش دو تا نوشتم 🌚🎀💕

و خب کم کم داریم به جاهایِ حساسِ داستان میرسیم !..

و شما بیاین کامنت ها و بگین بنظرتون جونگکوک چه انتقامی بگیره که خشونت توش نباشه ؟!

بوس بهتون بای بای 🥹👋🏻 💋
دیدگاه ها (۱۳۴)

Otagh baghli Part⁶¹ «از زبانِ راوی »تهیونگ تک خنده ای کرد و ...

سلاممم به روی ماهتوننن فرشته هامم 🥰💋💕خب لطفا اگه میشه لطفاً ...

Otagh baghli Part 53 میخواستم تلافی کنم ولی خب حوصلش رو نداش...

Otagh baghli Part 60 که یهو دستی روی شونم نشست ..تهیونگ بود ...

پارت ۷حدود ۱ هفته بعد_ساعت ۷ و ۱۹ دقیقه عصر_نویسنده "کارن":ح...

✨REGRET✨PART 14ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ[ویو...

سلام دخترای قشنگم حالتون خوبه ✨💋خب نمی‌خوام زیاد لفتش بدم .....

Otagh baghli Part 59«ویو جونگکوک »جونگکوک : باشه تهیونگ گفتم...

فیک . ( عشقی که نباید رخ میداد )

پارت دوم تهیونگ وات تهیونگ :دوباره شروع نکن +هه فک کردی میتو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط