{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازچشمه ای آب خوردم که پلنگان ازآن میخوردن

ازچشمه ای آب خوردم که پلنگان ازآن میخوردن
درکویری بودم که ساکنانش مارو عقرب بودن
درآسمانی پروازکردم که حتی لاشخورانش بهم رحمی نمیکردن
خدایاحالاببین این خرگوشان شهری
چگونه ادعاپادشاهیشان میشود
دیدگاه ها (۱)

برده عمارت جئون

#in_your_eyespart_81ویو کایلادو روز گذشته بود...حالم خیلی به...

سکوت پیست²Part:³(ویو مری)با حرکت چیزی روی صورتش از خواب بیدا...

پارت ۲ ویو ا.ت با ذوق سمت در رفتم و بازش کردم .هوسوک رو دیدم...

رمان { همسایه ای از جنس شب و روز }

خدا قربون خنده هاتونننن😭😭😭😭🎀تیکه ی آخر دنس"BAD"از ایتیز رو ر...

پارت ۶ وییوی مینهو:وقتی اقای هان اینا رو بهم گفت جا خوردم ا...

Part ¹²ویو لیلی لب زدم + من از کجا میدونستم میخواد باهات این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط