باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا
باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا
جوی و دو جفت چکمه و گِل بود و ما دو تا
روز قرار اول و میز و سکوت و چای
سنگینی هوای هتل بود و ما دو تا
افتاد روی میز ورقهای سرنوشت
فنجان و فال و بیبی و دل بود و ما دو تا
کمکم زمانه داشت به هم میرساندمان
در کوچه ساز و تمبک و کِل بود و ما دو تا
تا آفتاب زد، همه جا تار شد برام
دنیا چقدر سرد و کسل بود! و ما دو تا
از خواب میپریم که این ماجرا فقط
یک «آرزوی مانده به دل» بود و ما دو تا...
جوی و دو جفت چکمه و گِل بود و ما دو تا
روز قرار اول و میز و سکوت و چای
سنگینی هوای هتل بود و ما دو تا
افتاد روی میز ورقهای سرنوشت
فنجان و فال و بیبی و دل بود و ما دو تا
کمکم زمانه داشت به هم میرساندمان
در کوچه ساز و تمبک و کِل بود و ما دو تا
تا آفتاب زد، همه جا تار شد برام
دنیا چقدر سرد و کسل بود! و ما دو تا
از خواب میپریم که این ماجرا فقط
یک «آرزوی مانده به دل» بود و ما دو تا...
- ۵۵۲
- ۱۲ آذر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط