{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چای نوشیدم

چای نوشیدم ؛
و یکباره دلتنگ شدم
بغض کردم و چشم هایم تر شد.
همه با تعجب نگاهم کردند..
لبخندی زدم و گفتم :
"چقدر داغ بود"..!
دیدگاه ها (۱)

یکی که مث فیض کاشانی بگه:چاره ها رفتز دست دل بیچارهٔ منتو بی...

امیدوارم به جایی برسید ... امیدوارم اونقدر قوی بشید کهیروزی ...

گفتم هرچقدر بیشتر بخندونمش...بیشتر عاشقم میشه! ولی اون هرچقد...

مثلاً به تبعیت از جمع داری می‌خندی ، میاد آروم توی گوشت میگه...

درمانگر عشق. پارت۷

از زبان ا/تآروم برگشتم سمتش چقدر تغییر کرده بود بُهت زده نگا...

#تک#برده#ارباب#The#master’s#only#slave

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط