{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(باکوگو دوستت دارم )پارت۳ ادامه پارت قبل

(باکوگو دوستت دارم )پارت۳ ادامه پارت قبل
گفتم:امکان نداره.شب چشم گفت:شاید،شاید هم نه.من گفتم: منظورت چیه؟گفت: منظورم این که بعضی وقتا من وقتی دارم آیند رو میبینم آینده تقیر می‌کنه.خیالم راحت شد با خودم گفتم:اگه واقعا میمردم کاچان بدون من چی کار میکرد؟بعد از خداحافظی از شب چشم به طرف UAرفتیم،من به سمت کلاس1Aرفتم بچه ها تا منو دیدن سلام کردن و منم همین طور. کاچان گفت:اهای نفله کجا بودی؟گفتم:ام، رفته بودم پیش شب چشم.کاچان گفت:آهان که این طور،راستی برای چی؟گفتم:همین طوری😅.کاچان:راستشو بگو نفله😡!من همین طوری مونده بودم چی بگم.گفتم:رفتم که ایندمو ببینه😅.گفت:خب.راسته شو میگی🤔؟گفتم:اره بابا.

ادامه پارت بعد
دیدگاه ها (۱)

سناریو باکودکو

سناری:مرگ پنهان/پارت¹⁰**ایزوکو**آروم چشمامو باز کردم. سرم در...

سناریو:مرگ پنهان/پارت⁶**ایزوکو**فردا رسید. از خواب بیدار شدم...

پارت نهم🧡💚قلبی که به تو تعلق داره باکودکودکو:{کاچان حس...

پارت۶(در عمق نگاه تو)چندی بعد ایزوکو آرام چشمانش را باز کرد،...

دید پنهان ,انفجار اشکار

طراحی برای انتقام part 9

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط