وقتی بهت اهمیت نمیده
وقتی بهت اهمیت نمیده
P³
از روی تخت بلند شدم لباسامو عوض کردم برم براش چیزایی که دوست داره رو بخرم آشتی کنه این بچه
رفتم کاکائو با شکل دسته گل بزرگ گرفتم و چنتا چیز دیگه رفتم خونه زنگ درو زدم * سوا نمیای درو باز کنی کلید رو جا گذاشتم داخل میدونم الان پشت دری درو باز کن *
درو باز کردم وقتی امد داخل اول خواستم بی تفاوت باشم اما بعد نشد وسائل رو از دستش گرفتم و سعی میکردم ذوقمو پنهون کنم*هنوز قهرما*
*چشماتو ببند*
بعد از اینکه چشماشو بست جعبه رو از توی جیبم در اوردم گردنبندی که توش بود رو انداختم گردنش*هنوزم قهوی*
چشمامو باز کردم به گردنبند نگاه کردم *چه. خوشگله .... پیشیییییی ممنون*
* مگه تو قهر نبودی*
*من نه کی گفته *
با خنده جواب دادم*دختر لجباز شیطون من دوست دارم*
♡پایان♡
امیدوارم خوشتون بیاد
P³
از روی تخت بلند شدم لباسامو عوض کردم برم براش چیزایی که دوست داره رو بخرم آشتی کنه این بچه
رفتم کاکائو با شکل دسته گل بزرگ گرفتم و چنتا چیز دیگه رفتم خونه زنگ درو زدم * سوا نمیای درو باز کنی کلید رو جا گذاشتم داخل میدونم الان پشت دری درو باز کن *
درو باز کردم وقتی امد داخل اول خواستم بی تفاوت باشم اما بعد نشد وسائل رو از دستش گرفتم و سعی میکردم ذوقمو پنهون کنم*هنوز قهرما*
*چشماتو ببند*
بعد از اینکه چشماشو بست جعبه رو از توی جیبم در اوردم گردنبندی که توش بود رو انداختم گردنش*هنوزم قهوی*
چشمامو باز کردم به گردنبند نگاه کردم *چه. خوشگله .... پیشیییییی ممنون*
* مگه تو قهر نبودی*
*من نه کی گفته *
با خنده جواب دادم*دختر لجباز شیطون من دوست دارم*
♡پایان♡
امیدوارم خوشتون بیاد
- ۱۳۷
- ۰۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط