ایستاده اند
ایستاده اند
ثانیه ها
بر تابستان خاطره ها و
اما
گونه هایم
بس ناجوانمردانه
می لرزد
در هجرت ناگزیرِ
نوازش انگشتانت
بازآ و
بگو
بر عاشقانه هایِ
کدامین شعر
نامت نمی خندد ؟؟؟
که لب های دیده گانم
به هر سو
سرک می کشد
فقط
رد پای نگاه تو را می بوسد !!!
ثانیه ها
بر تابستان خاطره ها و
اما
گونه هایم
بس ناجوانمردانه
می لرزد
در هجرت ناگزیرِ
نوازش انگشتانت
بازآ و
بگو
بر عاشقانه هایِ
کدامین شعر
نامت نمی خندد ؟؟؟
که لب های دیده گانم
به هر سو
سرک می کشد
فقط
رد پای نگاه تو را می بوسد !!!
- ۴۸۸
- ۱۹ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط