{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبحانه ام چند پُــــــــک دود،،،

صبحانه ام چند پُــــــــک دود،،،

ناهارم چند پُــــــــک دود،،،

شامم چند پُــــــــک دود،،،

من غرق در دنیای دود آلود خود هستم...

،،،[ آخ مادرم ]،،،
با چشمانی اشک آلود هنوز، خوشبختیم را از خدا طلـــــــب میکند.

مـــ ـــــــ ــادر است دیگر. . .

باور ندارد بَـخـتِ خـاڪِــــــستریِ دُردانـه اش را ...
دیدگاه ها (۲)

پارت ۱۱۰ (پایانی)نه ماه بعد...بیمارستان در سکوت نیمه‌شب غرق ...

صبحانه ام چند پُــــــــک دود , ناهارم چند پُــــــــک دو...

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟏𝟏پارت دهم | گذشته‌ای که دفن نشده بوداتاق در سکوت...

قسمت بیست و هفتمریحانه در دفتر مجله معذب بود. گفتم راحت باش....

قسمت بیست و هفتمریحانه در دفتر مجله معذب بود. گفتم راحت باش....

ریحانه در دفتر مجله معذب بود. گفتم راحت باش. زیر چشمانش گود ...

قسمت بیست و هفتمریحانه در دفتر مجله معذب بود. گفتم راحت باش....

- همسرم سرما خورده..برای اداره استعلاجی گرفته و در خانه ماند...

همسرم سرما خورده ..برای اداره استعلاجی گرفته و در خانه مانده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط