{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبحانه ام چند پُــــــــک دود ,

صبحانه ام چند پُــــــــک دود ,


ناهارم چند پُــــــــک دود


شامم چند پُــــــــک دود


من غرق در دنیای دود آلود خود هستم



مادرم با چشمانی اشک آلود هنوز


خوشبختیم را از خدا طلـــــــب میکند...


مـــ ـــــــ ــادر است دیگر. . .



باور ندارد بَـخـتِ خـاڪِــــــستریِ دُردانـه اش را .!!
دیدگاه ها (۱)

سایه‌های کلاغپارت سی‌وششم | گناهی که مال او نبودشب...سکوت سن...

پارت ۱۱۰ (پایانی)نه ماه بعد...بیمارستان در سکوت نیمه‌شب غرق ...

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

صبحانه ام چند پُــــــــک دود،،،ناهارم چند پُــــــــک دود،،...

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟏𝟏پارت دهم | گذشته‌ای که دفن نشده بوداتاق در سکوت...

رمان تنهاترین در دنیا پارت 🖤۶🖤

با اجازه از همه بزرگترها بنده از طرف شما وکیلمبا اجازه از پد...

بی قـــــــرارم بـــرای داشتنتـــ برای تو مینویسم که بودنــ...

بی قـــــــرارم بـــرای داشتنتـــ برای تو مینویسم که بودنــ...

همسرم سرما خورده ..واسه استراحت سر کار نرفته و در خانه مانده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط