گفتم واقعا داری میری گفت آره گفتم منم بیام گفت ج
گفتم: واقعا داری میری؟ گفت: آره... گفتم: منم بیام؟ گفت: جایی که من میرم جای2 نفره نه 3نفر! گفتم: برمی گردی؟ فقط خندید… اشک توی چشمام حلقه زد،سرمو پایین انداختم،دستشو زیر چونم گذاشت و سرمو بالا آورد گفت: تو کجا میری؟... گفتم: میرم بالاخره یه جایی... گفت: تنها نریا، یکیو با خودت ببر...! گفتم: جایی که من میرم جای 1 نفره نه 2 نفر! گفت: برمی گردی؟ گفتم: جایی که میرم راه برگشت نداره! من رفتم اونم رفت... ولی اون مدتهاست که برگشته و با اشک چشماش... خاک مزارمو شستشو میده. به سلامتی روز مرگم ...
- ۲.۵k
- ۰۷ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط