می توانم کنار تو باشم و
می توانم کنار تو باشم و
باز بی آواز از راز این همه همهمه بگذرم........
من از پی ِ زبان پوسیدگان نخواهم رفت.......!
تنها منم که در خواب این همه زمستان لنگرنشین ،
هی بهار بهار برای باغ بابونه آرزو می کنم........
حالا همین شوق بی قیمت و قاعده ،
همین حدودِ رویا و رفتن از پی نور، ما را بس ،
تا بر اقلیم شقایق و
خیال پروانه پادشاهی کنیم........
باز بی آواز از راز این همه همهمه بگذرم........
من از پی ِ زبان پوسیدگان نخواهم رفت.......!
تنها منم که در خواب این همه زمستان لنگرنشین ،
هی بهار بهار برای باغ بابونه آرزو می کنم........
حالا همین شوق بی قیمت و قاعده ،
همین حدودِ رویا و رفتن از پی نور، ما را بس ،
تا بر اقلیم شقایق و
خیال پروانه پادشاهی کنیم........
- ۳۸۹
- ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط