{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برای تو نامه ای می نویسم.........

برای تو نامه ای می نویسم.........

دلتنگی که دست از سر دل بر نمی دارد..........

دلتنگی که فاصله را نمی فهمد..........!

نزدیک باشی و اما دور…دور…دور............!

تنها که باشی تمام دنیا دیوار و جاده است.........

تمام دنیا پر از پنجره هایی است که پرنده ندارند..........

پر از کوچه هایی که همه ی آن ها برای رهگذران عاشق به بن بست می رسند........!

فکر کن پای این دیوارهای سرد و سنگین چه لیلی ها و مجنون ها که می میرند........!

خون بهای این دل های شکسته را چه کسی می دهد.........؟!

حالا نشسته ام برایت نامه ای بنویسم...........

چمدانی پر از نامه جا می ماند برای تو ، از مسافری که عمری عاشقت بود........
دیدگاه ها (۵)

می توانم کنار تو باشم و باز بی آواز از راز این همه همهمه ...

ﺩلم ﺑﺎﻟﮑﻨﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ......... ﻭ ﮐﻤﯽ ﺑﺎﺩ خنک ﻭ ﺗﺎﺭ...

گفته بودي ؛ از حال و هواي خودم برايت بنويسم . . . . . . ای...

اولین روزی که دست سرنوشت من و تورا روبروی یکدیگر قرار داد......

-چرا می‌نویسم ؟شاید برای آنکه واژه‌ها تنها پناهگاهم شده‌اند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط