{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سوار تاکسی بودم ، راننده با ماشین پشتی دعواش شد گفت: ببین

سوار تاکسی بودم ، راننده با ماشین پشتی دعواش شد گفت: ببین داداش ، من اینجا وایسادم و وای خ واهم ساد!
میفهمی ؟ وای خواهم ساد.


حیف فردوسی که خواست از ادبیات فارسی حمایت کنه.
من ک پیاده شدم ولی او همچنان وای خواهد ساده بود
دیدگاه ها (۱۰)

No like ...نه میشد گفت کوه بودند ...نه میشد بگم تپه بودند ....

رمان دخت من

Pat:3اسم: عاشق چشماش شدما.ت . دوستت دارمجونگکوک .😨ا.ت . 😧ا.ت...

My idol

وقتی میاریش ایران و با پسر عمو هات گرم میگیری

چند پارتیــــــــــــ🖤💔ـــــــــــوقتی نصفه شب میفهمه از دست...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت چهارم 4

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

Which onepart 15من که واقعا هیچی از حرفاش سردرنمیارم معلوم ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط