{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به خاطرات قدیمی نمی‌شود برگشت

به خاطرات قدیمی نمی‌شود برگشت
که بوی ادکلنت مانده روی هر چیزم
بدون فکر به عشقت نشسته‌ام جلوی
حواس‌پرتیِ دنیای آن‌ورِ میزم
فقط هنوز به یادت کنار پنجره‌ام
میان هر پک سیگار اشک می‌ریزم
:((

:|

:|
دیدگاه ها (۳)

غفلت کرده‌ای مادر !پشتِ یک قلبِ عاشقفرزندت آرام آرام می‌‌م...

ﺭﯾﻤﻮﺕ ﮐﻮﻟﺮ ﮔﺎﺯﯼ، ﻧﻬﺎﯾﺘﺶ ﺑﯿﺴﺖ ﺗﺎ ﺩﮐﻤﻪ ﺩﺍﺭﻩ. ﺑﺎﻫﺎﺵ ﻣﯽ ﺷﻪ ﺑﺎﺩ ﺭ...

‌ حتماً که نباید ماشینِ آخرین مدل داشتگاهی یک موتور لازم است...

درون مرا هیچ کس نمی تواند ببیندحتی نزدیک ترین کسانِ من.تازه ...

───• ⌞𝐖𝐢𝐥𝐝 𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐧⌝ •───گـــــرگ‌وحــــشــــی‌ومــ...

~LIKE THE DAY THAT I MET HIM~~هماننده روزی که او را ملاقات ...

"Smile of Death"part [1۴]بعد از آن جلسه، سکوت سنگینی بر فضای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط