{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ببخشید.... گدایی به رهگذری گفت :

ببخشید.... گدایی به رهگذری گفت :
دستم تنگ است کمکی کن


رهگذر گفت:
جایش را باکونت عوض کن

تاهم دستت گشادشود هم کونت تنگ شودو بروی سرکار
دیدگاه ها (۴)

ﻳﻚ ﺭﻭﺯ ﻣﺮﺩﯼ ﺩﺳﺖ ﺑﭽﻪ ﺍﻱ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺎﻩ ﺑﺮﺩ .ﺑﻪ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ...

مردی خری دیدکه درگل گیرکرده بود و صاحب خر ازبیرون کشیدن آن خ...

یک دانشجو در گیلان به نشانه اعتراض به گران شدن بنزین با الاغ...

آیا می دانید زبان لری یکی از مختصرترین زبان های دنیاست ؟؟مثا...

اجباری...

Love in the dark⑤⑧چند ساعت بعدبرگشتم خونه لامپ ها همه خاموش ...

من عاشق یک مافیا شدم Part 1 ویو ات صبح ساعت ۸ از خواب پاشدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط