{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۵
ات با بغض به جیهوپ نگاه کرد و یهو یه لبخند آروم زد

ات: بابا...... امیدوارم پشیمون نشی

و بدونه اینکه منتظر جواب جیهوپ بمونه رفت و اجازه داد اشکاش بریزن ولی مشکل اینجا بود اون هیچ اشکی نداشت و مثله دیوونه ها توی خیابونا راه میرفت یهو یه بارونه شدید اومد و ات برعکس همه که داشتن بدو بدو میکردن تا خیس نشن اون آروم آروم راه میرفت هر لحظه حالش بدتر میشد که یهو یه نور سفید اومد سمتش و سیاهی...


ویو جیهوپ
یکمی که آروم شدم به عکس خیره شدم یه لحظه وایسا ببینم..ات که تتو رو دستش نداره پس ا..ا..این واقعاً ات نبود؟ وایییی نه ، سریع کتمو پوشیدم و رفتم دنبالش که دیدم همه مردم جمع شدن انگار یه چیزی داشتن میدیدن بدو بدو رفتم اونجا که یه لحظه حس کردم قلبم وایساد اون دختر کوچولویه من بود که غرق خون شده بود که یهو.....

ببخشید کمه
دیدگاه ها (۳۱)

سلاممممممم کیوتا 🐾میخام فیکایی که در اینده مینویسمو بهتون مع...

پارت۵ویو جیهوپزنگ زدم اعضا بیان پیشم الان فقط اونا میتونن حا...

ببخشید دیر گذاشتمش 🙂پارت ۳ویو جیهوپکنترلمو از دست دادم و با ...

پارت 2ات و جیهوپ کلی باهم خوشگذروندن انگار این آخرین روزی بو...

تک پارتی وقتی می خوای حرسش رو در در بیاریسلام من ات هستم دو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط