پارت
پارت 2
ات و جیهوپ کلی باهم خوشگذروندن انگار این آخرین روزی بود که کنار هم بودن
ات: اوه بابایی وقته خوابه
جیهوپ: یااااا هنوز زوده
ات: بابایی ساعت ۲ شبه( خنده)
جیهوپ: هوفففف باشه
ات و جیهوپ رفتن که بخوابن
جیهوپ: ات
ات: جانم ؟؟
جیهوپ: میشه امشب پیشه من بخوابی؟🥺
ات: چرا که نه بابایی
ات رفت پیشه جیهوپ خوابید و جیهوپ جوری بغلش کرده بود که انگار دیگه هیچوقت بغلش نمیکنه اتم همینطور
ویو صبح
ات از خواب بیدار شد و مثله همیشه دید که جیهوپ نبود و خودشو سرگرم کرد تا حوصلش سر نره که یه شماره ناشناس بهش زنگ زد
ات: بله ؟
ناشناس: ببین، اگه جیهوپو ول نکنی یه بلایی سرت میارم که بیچاره شی
ات: تو دیگه چه خری هستی؟
ناشناس: به تو ربطی نداره ، خودت میدونی
و بعدش قطع کرد..
ات مونده بود و استرسی که تمومی نداشت و میترسید که بلایی سر جیهوپ بیارن نگران خودش نبود و با استرس روزشو گذروند همش سیع میکرد فراموش کنه ولی نمیتونست بلخره جیهوپ اومد ولی.....
ویو جیهوپ
امروز خیلی اعصابم خورد بود داشتم به سمته خونه رانندگی میکردم و داشتم خودمو آروم میکردم تا ات نگران نشه که گوشیمو چک کردم که و دیدم یکی یه عکس برام فرستاده چی؟ ات دوس پسر داره ؟ انقدر عصبانی بودم کنترل خودم دسته خودم نبود و....
ادامه دارد....
ات و جیهوپ کلی باهم خوشگذروندن انگار این آخرین روزی بود که کنار هم بودن
ات: اوه بابایی وقته خوابه
جیهوپ: یااااا هنوز زوده
ات: بابایی ساعت ۲ شبه( خنده)
جیهوپ: هوفففف باشه
ات و جیهوپ رفتن که بخوابن
جیهوپ: ات
ات: جانم ؟؟
جیهوپ: میشه امشب پیشه من بخوابی؟🥺
ات: چرا که نه بابایی
ات رفت پیشه جیهوپ خوابید و جیهوپ جوری بغلش کرده بود که انگار دیگه هیچوقت بغلش نمیکنه اتم همینطور
ویو صبح
ات از خواب بیدار شد و مثله همیشه دید که جیهوپ نبود و خودشو سرگرم کرد تا حوصلش سر نره که یه شماره ناشناس بهش زنگ زد
ات: بله ؟
ناشناس: ببین، اگه جیهوپو ول نکنی یه بلایی سرت میارم که بیچاره شی
ات: تو دیگه چه خری هستی؟
ناشناس: به تو ربطی نداره ، خودت میدونی
و بعدش قطع کرد..
ات مونده بود و استرسی که تمومی نداشت و میترسید که بلایی سر جیهوپ بیارن نگران خودش نبود و با استرس روزشو گذروند همش سیع میکرد فراموش کنه ولی نمیتونست بلخره جیهوپ اومد ولی.....
ویو جیهوپ
امروز خیلی اعصابم خورد بود داشتم به سمته خونه رانندگی میکردم و داشتم خودمو آروم میکردم تا ات نگران نشه که گوشیمو چک کردم که و دیدم یکی یه عکس برام فرستاده چی؟ ات دوس پسر داره ؟ انقدر عصبانی بودم کنترل خودم دسته خودم نبود و....
ادامه دارد....
- ۴۰۸
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط