لبش خندان و دستش گرم

لبش خندان و دستش گرم


نگاهش شاد،
نمی بیند کسی اما ملالش را
چو شمع تندسوز اشک تا گردن زوالش را
فرو پژمردن باغ دلاویز خیالش را...
.
فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۵)

همه زن هامی توانند یک زنِ واقعی و کامل باشندیک مادرِ مورد اع...

یک جایِ کار می‌لَنگد!یا زنگ در خَراب است،یا گوشیِ تِلفن ..!و...

دست من در لابه لای خرمن موهای اواندکی دلداری بیمار حتماً واج...

#حستون رو با دیدن این عکس بگید

چپتر ۱۲ _ سایه انتقامکوهستان ساکت است. نه باد می وزد، نه جیر...

### فصل دوم | پارت هفتم نویسنده: Ghazal درِ اتاق که بسته ش...

The Royal Veilp26 — شبی که تاج زمین گذاشته شدقصر در آن شب خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط