{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمیدانم ڪه را دیدم

نمیدانم ڪه را دیدم
ڪه از خود میرود هوشم

جنون آهسته میگوید:
مبارڪ باد! در گوشم
دیدگاه ها (۱)

خییییلییییی دلتنگتم

عالیه

فدات بشم بهترینم

:)

دروغ شیرینپارت بیستم لعنت بهش ...صدا از پشت سرم می اید ...و ...

آفتاب بر دیوارهٔ شرقی آپارتمان ها ، در مجاور دریا می‌تابد  ب...

تیغ ، روی دستم گذاشتم و کشیدم .دستم سوخت و خون تراوش کرد .با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط