هر شب

هر شب
با آستینِ کاغذها پاک می کنم
حرف هایی را که قرار نبود
جز تو با کَسِ دیگری گریه کنم ..
حرف هایی که حالا
افتاده سرِ زبانِ قلم ها و
شعر به شعر فاش می کند مرا ..
کاش حرف های خیسم را
که روی این کاغذ و آن کاغذ
افتاده است
برداری و بگذاری روی شانه ات!
چشم هایم آنها را
فقط برای تو سروده اند ...
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم دامنه های دماوند

♥️🎶کاش می‌گفتیچقدر باران را دوست داریتا جیب‌هایم را پُر از ا...

همه دغدغه‌ها و ترسهای یه رابطه رو الن دوباتن مثل یه معجزه در...

دلتنگم... دلتنگی‌هایم را لبِ جوی می‌برم می‌نشینم ،شعر می‌...

Sunset in My Cup : غروب در لیوان من

گفتی: «عاشقین؟!» و دلم گفت: «مگر شک داری؟» من که جز نامِ تو ...

عاشقانه های شبنم

پارت چهاردهم: کاغذهایِ پاره‌وپورهلیها به اتاقش پناه برد و در...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط