{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیرمردی هر روز تو محله می دید پسرکی با کفش های پاره و پای

پیرمردی هر روز تو محله می دید پسرکی با کفش های پاره و پای برهنه با توپ پلاستیکی فوتبال بازی می کند…

روزی رفت ی کتانی نو خرید و اومد و به پسرک گفت بیا این کفشا رو بپوش…

پسرک کفشا رو پوشید و خوشحال رو به پیرمرد کرد و گفت: شما خدایید؟!…

پیرمرد لبش را گزید و گفت نه!

پسرک گفت پس دوست خدایی، چون من دیشب فقط به خدا گفتم که کفش ندارم…

(دوست خدا بودن سخت نیست…)

#یا_مهدی_ادرکنی
دیدگاه ها (۸)

در نوبتی دوباره دلت را مرور کناز غـــم به هر بهانه ی ممکن عب...

ما انسان ها مثل مداد رنگی هستیم...شاید رنگ مورد علاقه یکدیگر...

نمادهای شیطان پرستیبیشتر ماهابا این نماد ها آشنا نیستیم و گا...

نمادهای شیطان پرستیبیشتر ماهابا این نماد ها آشنا نیستیم و گا...

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۴)

پارت: 5 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی گس قهوه جوشیده، وانیل ...

پیرمردی هر روز تو محله می دید پسرکی با کفش های پاره و پای بر...

دوست خدا بودن سخت نیست . پیرمردی هر روز تو محله میدید پسرکی ...

دوست خدادوست خدا بودن سخت نیست پیرمردی هر روز تو محله میدید ...

دوست خدا بودن سخت نیست پیرمردی هر روز تو محله میدید پسرکی با...

دوست خدا بودن سخت نیست !پیرمردی هر روز تو محله میدید پسرکی ب...

پیرمردی هر روز تو محله می دید پسرکی با کفش های پاره و پای بر...

پیرمردی هر روز تو محله می دید پسرکی با کفش های پاره و پای بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط