{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق آغشته به خون

عشق آغشته به خون🔪🩸
پارت5
ویو هارونا:
پدر هارونا پشت میزی نشسته بود، مطمئن بود هامیا رو پیدا کرده پس گفت.
آیاتو:بیا داخل
هارونا با یه نگاه جدی و سرد میاد داخل در حالی که دست هاش پشت سرش بود
هارونا: پاپای جونم....
آیاتو خودکار رو میزاره رو میزش و خیلی تیز به دخترش نگاه میکنه و بی مقدمه میپرسه :
آیاتو:کجا قایمش کردی؟
هارونا: متاسفانه باید بگم به شما هیچ ربطی نداره...
هارونا نگاهش رو به زمین می دوزه با اینکه از پدرش می ترسه تظاهر می کنه که اصلاً هم نمی ترسه.
آیاتو:بسیار خب
پدرش از جا بلند میشه و میاد نزدیک هارونا
آیاتو:به هر حال یک جایی توی همین خونه است.
هارونا جلوی در وایساد و نذاشت که پدرش از این در بره بیرون چون اگر این کارو نمی کرد حتماً به اتفاق خیلی بد برای هامیا می افتاد
هارونا: نه! نمی ذارم بهش آسیب بزنی!
پدرش چونه هارونا رو گرفت و به چشماش خیره شد
آیاتو:اون دختر منه و فکر نکنم تو در قبالش مسئولیتی داشته باشی،خود تو هم همینطوری هارونا!هیچ اختیاری از خودت نداری.
بعدش رهاش کرد و در رو باز کرد.
آیاتو:جفتتون باید اون قرار داد رو امضا کنید.
هارونا برای یه لحظه خشکش زد و بدنش لرزید اما باز هم حاضر نشد که دست از محافظت از هامیا برداره.
هارونا: بیا معامله کنیم پاپای جونم!....
خیلی مصمم بود و با یه چهره‌ جدی به پدرش خیره شد هرچند بدنش هنوز می لرزید.
پدرش دست به سینه منتظر ادامه حرفش بود
آیاتو:چه معامله ای؟
دیدگاه ها (۰)

عشق آغشته به خون🔪🩸پارت7ویو هارونا:هارونا تمام روز رو با حال ...

یه سناریو از واکنش مدیر های بونتن وقتی مستی بذارم؟

⚜️هاروچیو سانز‌و⚜️بیاید یه نگاهی به سانزو توی مانگا بندازیم•...

⚜️هانما شوجی ⚜️هانما داخل مانگا•همدست کیساکی•یکی از اعضای مب...

عشق آغشته به خون🔪🩸پارت4ویو هارونا:هارونا آهی از روی ناامیدی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط