عشق جاودان
عشق جاودان
پارت ۶۲
ویو دازای
ایومی:اینجا کجاست
دازای:ساحل مورد علاقع چویا
ایومی:اینجا نیست ، جای دیگه ای به ذهنت نمیرسه
دازای:سوار ماشین شو راه بیفوتیم
ایومی:باشه
در خونه رو باز کردم
معلوم بود کسی داخل خونهی چویا هستش
ایومی:اینجا کجاست منو اوردی
دازای:خونه چویا و خانوادش
ایومی:اها
دازای: من میرم تو اتاق خوابش بگردم توهم بگرد
ایومی: باشه
رفتم داخل اتاق خواب ولی چویا نبود
رفتم داخل جایی که اولین بار منو دید
یه نفر نشسته بود
با موهای نارنجی
اندامی همچو چویا
با تته پته صداش زدم
دازای:چ..و...ی..ا تویی
روشو برگردوند
چویای من بود
چویا: دازای(گریه )
دازای: خیلی دلم برات تنگ شده بود
پارت ۶۲
ویو دازای
ایومی:اینجا کجاست
دازای:ساحل مورد علاقع چویا
ایومی:اینجا نیست ، جای دیگه ای به ذهنت نمیرسه
دازای:سوار ماشین شو راه بیفوتیم
ایومی:باشه
در خونه رو باز کردم
معلوم بود کسی داخل خونهی چویا هستش
ایومی:اینجا کجاست منو اوردی
دازای:خونه چویا و خانوادش
ایومی:اها
دازای: من میرم تو اتاق خوابش بگردم توهم بگرد
ایومی: باشه
رفتم داخل اتاق خواب ولی چویا نبود
رفتم داخل جایی که اولین بار منو دید
یه نفر نشسته بود
با موهای نارنجی
اندامی همچو چویا
با تته پته صداش زدم
دازای:چ..و...ی..ا تویی
روشو برگردوند
چویای من بود
چویا: دازای(گریه )
دازای: خیلی دلم برات تنگ شده بود
- ۵.۳k
- ۲۸ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط