در قسمت اول کتابغروب نگارنده پس از آوردن اطلاعاتی کو

در قسمت اوّل کتاب(غروب) نگارنده، پس از آوردن اطّلاعاتی کوتاه در رابطه با اساطیر کهن ایرانی( با نگاهی بر اوستا و برخی دیگر از منابع پهلوی )  و شرح چگونگی آغاز آفرینش جهان، گیتی و انسان و نبرد کیهانی نیک و بد ـ اهورامزدا و اهریمن ـ  داستان سیاوش را آغاز می کند.

 
مردی کامل، که مرگ را انتخاب نکرده، امّا برای رهایی راستی، مرگ بر او نازل می شود و وقتی مرگ بر او نازل شد، در مقابل آن جا نمی‌زند؛

رفتاری دارد که باید داشته باشد و با پذیرش مرگ تلخ خود، شهید راه رهایی راستی می شود. امّا در قسمت دوم کتاب(شب) ، صحبت از شخصیّت ها و آدم هایی است که در مقابل هیچ نوع مرگی نمی توانند تصمیم بگیرند.

یکی افراسیاب است، یکی کاوس، یکی سودابه است و یکی گرسیوز. مراد از مرگ در قبال ایشان ناظر به امری کلّی است. مثلاً سودابه مرگ عشق خود را نمی تواند بپذیرد یا گرسیوز مرگ بزرگی و مقام و منزلت خود را نزد شاه توران برنمی تابد ... . و سرانجام در قسمت سوم(طلوع) آدمی هست که اراده اش در مقابل مرگ روشی فاعلی دارد و مرگ را به اراده انتخاب می کند. در نتیجه این مرد، مرگ ندارد، بلکه رفتن دارد؛ و او کیخسروست.   

فصول کتاب در مجموع و در کلیّت خود، با بخش دوم زندگی سیاوش ـ یعنی حرکت سیاوش از ایران به سمت تـوران و دوستی با افراسیاب، تا مرگ سیــاوش به دست افراسیاب ـ سروکار دارد.
(کتاب سوگ سیاوش اثر شاهرخ مسکوب) #بخون
دیدگاه ها (۱)

به گُردان چنین گفت رستم که منبَرین کینه دادم دل و جان و تنکه...

«بربادرفته» این رمانِ عاشقانه بی‌نظیر که شاهکار «مارگارت میچ...

آمد اما در نگاهش آن نوازشها نبودچشم خواب آلوده اش را مستی رو...

خاقانی شاعر بزرگ فارسی سرای ایران، اشعار بسیاری در فنون مختل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط