{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part ⁴⁰

Part ⁴⁰
The name of the story: Madness hall(تالار جنون)

آخرین نفر رفتو پشت بندش هیونجین اومد بیرون.......
نگاهی به اونا انداخت تا جایی که از دید راس خارج شدن.......
با نگاهی جدی برگشت سمته منو گفت:
مگه من نگفتم خودم میام دنبالت........
چیزی شده؟!
گفتم:
چیزی که نه، تهدید ی انجام شده!
گفت:
تهدید؟!
به کی؟!
گفتم:
به من.........
گفت:
کی؟!
مگه تو کتابخونه نبودی؟!
گفتم:
بله همونی کتابخونه ای که گفتی کسی مزاحمت نمیشه..........
و اینکه بابت مزاحم شدنم توی جلسه ات منو ببخش!
گفت:
اولا که کار خوبی کردی اومدی... و مزاحمت هم ایجاد نکردی در عوض منو نجات دادی از یه جلسه ی بیخود........
دوما درست توضیح بده ببینم چه اتفاقی افتاده.‌.....‌..
گفتم:
نمی دونم طبقه چندم بودم که داشتم از پله ها میرفتم بالا یه مرد شنل پوش جلوم ظاهر شد اولش هیچی مشخص نبود اینکه کیه چون شنلش تمام صورتشو پوشانده بود‌... بعد که شنلشو انداخت با جزئیات صورتش که:
بینی خوش فرم، چال گونه، چشمانی به رنگ خاکستری و قرمز، زاویه فک تیز و برنده، موهای آبنوسی و زیبا........
و چشمانی تیز و گیرا که هر کسی رو میتونه تبدیل به یخ ساکن...(البته باید پرانتز کنم "به جز من") رو به رو شدم‌.........
دیدگاه ها (۰)

Part ⁴¹The name of the story: Madness hall(تالار جنون)با خند...

Part ⁴²The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفتم:و...

Part ³⁹The name of the story: Madness hall(تالار جنون)متاسفا...

Part ³⁸The name of the story: Madness hall(تالار جنون)تازه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط