{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاید دیر شود !

شاید دیر شود !
به هر دلیلِ ندانمی!
شاید ، همین حالا که یادش در تو می وزد ، دارد دیر می شود...
از کجا معلوم ، شاید قرارِ خدا به بردن آنهاییست که زیادی دلواپسشان می شویم!
شاید خدا دارد نگرانی ها را کم می کند!
اما سهم ما چیست؟
شاید پرسیدن ها و دیدن ها و دوست داشتن ها ، شاید ما باید خیالِ خدا را راحت کنیم که جایی برای نگرانی نیست...
ما اینجا حواسمان به هم هست!
تو سایه کن تا ما در آن نفسی تازه کنیم...
نمیدانم شاید !
الهی نگران کسی نشوی ، نشوم، نشویم!
دیدگاه ها (۱)

.همیشه برای من سوال است که چرا همه ی آدم ها از یک تقویم مشتر...

ته اتوبوس، آن صندلی آخر، کنار شیشهبهترین جای دنیاستبرای آنکه...

غم ها پـا دارند ، نمی شود ازشان فرار کرد دنبالت می کنند، آنق...

باز باران با ترانه... باز ماندن، بی بهانه ...باز اشکها، دان...

پارت ۷+سریع باش، باید بریم *سعی می کنم نگرانی ای که مثل خوره...

وقتی نمی دونی مافیاست و....صفحه چت ات و جین ات : اقا خوشگله ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط