بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت اول :
ابتدا باید رابطه روح با بدن دنیوی یا همین جسم را دانست.
بدن یا جسم، عنصری کاملاً مادی است و روح نیز عنصری کاملاً غیر مادی است، لذا در آفرینش بدن، سخن از خلق است که تدریج به آن راه دارد، مثلاً از نطفه به علقه، از علقه به مضغه و اما در آفرینش روح، سخن از امر است، یعنی خلقتی که تدریجی نیست، بلکه از سنخ - يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ - (سوره یس بخشی از آیه 82) می باشد.
خطای برخی در این است که گمان می کنند روح در داخل بدن است، و به همین دلیل به هنگام مرگ، به خطا می گویند: روح از بدنش خارج شد. در صورتی که اگر روح قرار باشد داخل بدن باشد، اولاً دیگر مجرد نیست و ثانیاً باید مکان و فضایی به خود اختصاص دهد که اینها همه صفات عناصر مادی میباشند.
الف) - روح محیط به بدن است و به شدت به بدن خویش تعلق دارد و اغلب امورش را در عالم ماده، با همین وسایل، ابزار و امکانات تعبیه شدن در بدن انجام میدهد، خواه آن کار، تغذیه و رسیدگی به همین بدن باشد تا از بین نرود مثل خوردن و نوشیدن و خواه یک کار روحانی و معنوی باشد، مثل نماز، روزه یا سایر عبادات که در هر حال توسط بدن انجام میپذیرد.
به هنگام مرگ،ابزار بدن از حقیقت وجودی انسان که همان روح اوست گرفته می شود، چرا که به عالمی وارد میشود که از سنخ این عالم مادی نیست، پس این بدن مادی و عناصر مادی نیز برای او کار آیی ندارند. بیشترین عذاب مرگ نیز به همین قطع تعلق است و فراق متعلق است. انسان در جدا شدن از تعلق یا متعلق خود ناراحت میشود و حتی زجر و عذاب می کشد، لذا کسانی که خود را متعلق به خدا می دانند و تعلقشان به اوست و نه به عالم فانی، عذاب مرگ نمیکشند.
ب) - پس از مرگ، حیات ادامه دارد، اما جسد عنصری و مادی، در خاک مدفون شده است، و چه بسا جسد در آب غرق شده باشد و یا در یک آتشسوزی کاملاً سوخته باشد و یا در رسوم بودایی وبه مشتی خاکستر مبدل شده باشد. اما حیات ادامه دارد.(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت اول :
ابتدا باید رابطه روح با بدن دنیوی یا همین جسم را دانست.
بدن یا جسم، عنصری کاملاً مادی است و روح نیز عنصری کاملاً غیر مادی است، لذا در آفرینش بدن، سخن از خلق است که تدریج به آن راه دارد، مثلاً از نطفه به علقه، از علقه به مضغه و اما در آفرینش روح، سخن از امر است، یعنی خلقتی که تدریجی نیست، بلکه از سنخ - يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ - (سوره یس بخشی از آیه 82) می باشد.
خطای برخی در این است که گمان می کنند روح در داخل بدن است، و به همین دلیل به هنگام مرگ، به خطا می گویند: روح از بدنش خارج شد. در صورتی که اگر روح قرار باشد داخل بدن باشد، اولاً دیگر مجرد نیست و ثانیاً باید مکان و فضایی به خود اختصاص دهد که اینها همه صفات عناصر مادی میباشند.
الف) - روح محیط به بدن است و به شدت به بدن خویش تعلق دارد و اغلب امورش را در عالم ماده، با همین وسایل، ابزار و امکانات تعبیه شدن در بدن انجام میدهد، خواه آن کار، تغذیه و رسیدگی به همین بدن باشد تا از بین نرود مثل خوردن و نوشیدن و خواه یک کار روحانی و معنوی باشد، مثل نماز، روزه یا سایر عبادات که در هر حال توسط بدن انجام میپذیرد.
به هنگام مرگ،ابزار بدن از حقیقت وجودی انسان که همان روح اوست گرفته می شود، چرا که به عالمی وارد میشود که از سنخ این عالم مادی نیست، پس این بدن مادی و عناصر مادی نیز برای او کار آیی ندارند. بیشترین عذاب مرگ نیز به همین قطع تعلق است و فراق متعلق است. انسان در جدا شدن از تعلق یا متعلق خود ناراحت میشود و حتی زجر و عذاب می کشد، لذا کسانی که خود را متعلق به خدا می دانند و تعلقشان به اوست و نه به عالم فانی، عذاب مرگ نمیکشند.
ب) - پس از مرگ، حیات ادامه دارد، اما جسد عنصری و مادی، در خاک مدفون شده است، و چه بسا جسد در آب غرق شده باشد و یا در یک آتشسوزی کاملاً سوخته باشد و یا در رسوم بودایی وبه مشتی خاکستر مبدل شده باشد. اما حیات ادامه دارد.(ادامه دارد...)
- ۱۸۳
- ۲۱ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط