{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب گله دارم ز تو ای حضرت دلدار

امشب گله دارم ز تو ای حضرت دلدار
دست از همه بردار و به من دل بده یکبار

هر بار که چشمم به کرامات شما بود
شادی دوسه "جو" دادی، غم را دوسه "خروار"

ای چشم تو خون ریز تر از خنجر چنگیز
ای هر مژه‌ات لشکری از ارتش تاتار

ای خالق غم‌های من ای شاهد رنجم
ای مدعی عهد و وفا عهد نگه‌دار

بند آمده راه نفسم رحم نداری؟
پا را زگلوگاه بجان آمده بردار

امشب که غمت چنگ زده حنجره‌ام را
دست از همه بردار و به من دل بده یکبار
دیدگاه ها (۶۲)

یوشیرو حتی بهتر از کامیل کازوتورا رو میشناختچون کامیل همیشه ...

امشب گله دارم ز تو ای حضرت دلداردست از همه بردار و به من دل ...

کاری که نگاه تـــو شبی با دل ما کردبا خلق نکرده است، نه چنگی...

من زنده به چشمان مسیحای تو هستممن را به فراموشی این خاطره نس...

ای یار مرا با غم دوریت نیازاربا پای دلم راه بیا قدری و بگذار...

اینقدر مرا با غم دوریت نیازاربا پای دلم راه بیا قدری و بگذار...

اینقدر مرا با غم دوریت نیازاربا پای دلم راه بیا قدری و ... ب...

اینقدر مرا با غم دوریت نیازاربا پای دلم راه بیا قدری و ... ب...

*** با تبریک اعیاد شعبانیه ***عزیزان : درکتاب قصّه معراج ذکر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط