{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشقی که یه طرفه شروع شد

عشقی که یه طرفه شروع شد
پارت پنجم

لیا به توانا زنگ زد

لیا با گریه:توانا امره دست از سرم برنمیداره

توانا:ای بابا لیا گریه نکن دیگه

لیا با هق‌هق:توانا

توانا:جانم

لیا:میشه امشب بیای اینجا بخوابی میترسم

توانا: معلومه که میام 5 دقیقه دیگه میام

توانا رفت اتاقش تا آماده بشه

چاعان از کنار اتاق توانا رد شد

چاعان:خانم اف اک این وقت شب کجا میری

توانا با عجله نگرانی:پیشه لیا

چاعان:چرا باز پیژامه پارتی دارین

توانا:نه این امره اح.مق هنوز مزاحمش میشه

توانا سریع رفت حیاط

چاعان سویچ ماشینمو بده چاعان سویچو داد

چاعان: مواظب خودت باش مشکلی پیش امد زنگ بزن

...
دیدگاه ها (۳)

عشقی که یه طرفه شروع شد پارت ششمتوانا رسید در زد لیا درو باز...

جدید از لیام💋♥️🤍

عشقی که یه طرفه شروع شد پارت چهارم امره:دلم واست تنگ شده لیا...

عشقی که یه طرفه شروع شد پارت سومتوانا: چاعان دربارش حرف بزنن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط