{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

_یااا

_یااا
_به هر حال من رفتم بیرون بای
*با کدوم پول ها ماکه پوله زیادی رو نداریم
_من خودم پول دارم
*اره اره اصلن معلوم نیست اون لباس های گرون قیمته تنت ماله کیه
_اه من رفتم بای

رفتی بیرون
داشتی راه می رفتی به سمت کافه ی که توش تهیونگ رو شناختی

رسیدی دیدی تهیونگ نشسته

_ببخشید دیر کردم
+عادت کردم
_خنده)
+ببین برات چی گرفتم(بهت یه جعبه ی بزرگ داد)
_یااا تو هزار بار برام کادو اوردی ولی من هیچی
+خنده)بازش کن
_،،،واووووو ست لباس مورد علاقممم
+خوش حالم که دوسش داری
_مممنون ممنون ممنون
+بلد شو بریم شهره بازی
_اوکی بیا بریم

سوار ماشینش شدی
تهیونگ ثروت مند بود ولی تو نه
اون همیشه هواتو داشت و هیچ وخت اجازه نمیداد احساس تنهای کنی
رسیدید شهره بازی
_اووو تهیونگ پایه ای بریم سوار اون شیم
+اهم چرا که نه
تهیونگ رفت بلیت بخره
منتظره ته بودی که یکی از دوست های قدیمی پسر ت رو دیدی
_اوواووو بیونگگگ پسر دلم خیلی برات تنگ شده بود
×یونااا بیا بغلم
بغلش کردی
_چه خبر دوست دختر داری
×یونا توکه میدونی من تاحالا با کسی تو رابطه نبودم ،،،توچی کات کردی با ته
_نو نو ما کات مات نداریم
×اها(ناراحت)
_او او تهیونگ اومد برو مگرنه دعوا میشه
×عیشش چقدر از این دوست پسرت میترسی
_اون خیلی غیرتیه بابا حالا برو بعدن بهت زنگ میزنم
×باشه
رفت

+اهم خانوم،،،
_چیه
+(نگا های ترسناک )
_فقط دوسته قدیمیم بود همین
+اونم پسر؟؟
_خیله خوب ببخشید ببخشیدددد
+باشه باشه اونجوری نگام نکن
_هاها همیشه مظلوم نمای کار میکنه
+بیا بریم بلیت خریدم
_نه حوصلشو ندارم باید برگردم خونه برای پارتی اماده شم
+خیله خوب باشه بیا بیرم


توی ماشین


پارت۲
دیدگاه ها (۰)

+خوب خوب+قانون شماره یک لباس باز نمیپوشی دو ارایشت کم رنگ با...

روی تخت دراز کشیدی وهمون جوری خوابت برد(چندساعت بعد)ازخواب ب...

توی اتاقت،روی تختت دراز کشیده بودی وداشتی با ته ته چت میکردی...

Billieeeee💤💤💤

part=8

#قمار_سرنوشت پارت¹⁹تو پاساژ چند تا مغازه دیدیم اما من از لبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط