part8

part=8

سریع از بقلش امدم پایین که گفت
ات: ...
تهیونگ : توی مسابقه عالی بودی
ات : ...من همیشه عالیم
تهیونگ : شام خوردی؟
ات : ..نه
تهیونگ : منم نخوردم بیا بریم پاهم بخوریم
ات: ..باشه
من و تهیونگ رفتیم جایی که قبل از کات مون میرفتیم و خب یه جورایی اونجا پاتق من و تهیونگ بود ولی از وقتی تهیونگ رفت منم دیگه هیچ وقت نیومدم اینجا

تهیونگ : برات اشنا نیست
ات : ...
تهیونگ : بیا بریم بشینیم
ات : زیاد تغیر نکرده هنوزم به مثل قبله
تهیونگ :اره
تهیونگ : خب چی میخوای سفارش بدی
ات : جاجانگ میون
تهیونگ : هنوزهم جاجانگ میون دوست داریی
ات:اوهوم
تهیونگ : منم همون جاجانگ میون رو میخورم
تهیونگ : گارسون
گارسون :بفرماید
تهیونگ : دوتا جاجانگ میون لطفا
گارسون : چشم
تهیونگ : مرسی
بعد از ۲۰مین
گارسون : بفرمایید
تهیونگ : ممنون
داشتیم غذا رو میخوردیم که دور دهن من غذا ریخته بود و تهیونگ با دستش اونو پاک کرد و بعد غذا مون رو خوردیم و من گفتم
ات : بریم
تهیونگ : اره
ات: تو دیگه میتونی بری من با اتوبوس میرم
تهیونگ : نه دیر وقته خوردم میرسونمت
ات : باش
سوار ماشین تهیونگ شدم
و بعد از چند دقیقه رسیدیم که به تیهیونگ گفتم
ات : تهیونگ فردا وقت داری بریم بیرون
تهیونگ : اره
ات : باش پس بهت زنگ میزنم


خوشگلا ببخشید چند روز نبودم خیلی سرم شولوغه احتمالا یک روز یا دوروز در هفته پارت بدم دوستون دارم لطفا حمایت کنین💖
________________________________________
دیدگاه ها (۴)

چند روز بعد، ات توی آشپزخونه نشسته بود و مشغول خوردن صبحونه ...

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

پارت ۱۵ ات خندید و تهیونگ رو بغل کرد ....تهیونگ گفت ...قربون...

My dady پارت⑧ سانا:هییییی چقد تو گاویییی «داد» ات: چرا داد م...

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

پنهان عشق

مربی موتور سوار

پارت 4 رمان 💘عشق مدرسه ای 💘هیونجین با تعجب گفت: هیونجین: ات ...

رمان آیدل پارت ۲ ویو ات امروز دیگه میخوام از مامان و بابام ا...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط