آغوش ممنوعه🚫🫂🌌
آغوش ممنوعه🚫🫂🌌
#part18
سعید اومد تو
اخمی کرد
سعید:چرا نشستی بلندشو
من:چراه؟
میخوام همینجا باشم
سعید:بلندشو ببینم
امشب داداشت میاد من چی جوابشو بدم
من:بگو خونه خودتونه من میخوام اینجا بمونم
سعید:بلندشو لج نباش نفسسس
جان من الان حوصله لجبازیاتو ندارم خستم
آخرشو با ی لحن مظلومی گفت دلم سوخت بلندشدم و چمدونمو گرفتم کفشامو پوشیدم و از رفتم پایین منتظر
وایستادم
قفل ماشینو زد چمدونو وسط پارکینگ ول کردمو سوار شدم چشامو رو هم گذاشتم و نمیخواستم به هیچیز فکر کنم
بعد گذاشتن چمدون نشست ولی ماشینو روشن نکرد چشامو باز کردم و دیدم زل زل بهم خیره شده
سعید:اوکیی؟
من:اره خوبم چراه
با لحنی که میخواست بفهمونه دلش برام میسوزه گفت:
سعید:من میفممت کاملا درکت میکنم ولی فقط دوماه تحمل کن فقط دوماه
دستشو گذاشته بود رو دستم بغض کرده بودم دیگه نتونستم
با گریه گفتم:
من:توچی میفمی آخه توی ی خانواده پولدار تحصیلاتت خارج از کشوربوده ... ..
#part18
سعید اومد تو
اخمی کرد
سعید:چرا نشستی بلندشو
من:چراه؟
میخوام همینجا باشم
سعید:بلندشو ببینم
امشب داداشت میاد من چی جوابشو بدم
من:بگو خونه خودتونه من میخوام اینجا بمونم
سعید:بلندشو لج نباش نفسسس
جان من الان حوصله لجبازیاتو ندارم خستم
آخرشو با ی لحن مظلومی گفت دلم سوخت بلندشدم و چمدونمو گرفتم کفشامو پوشیدم و از رفتم پایین منتظر
وایستادم
قفل ماشینو زد چمدونو وسط پارکینگ ول کردمو سوار شدم چشامو رو هم گذاشتم و نمیخواستم به هیچیز فکر کنم
بعد گذاشتن چمدون نشست ولی ماشینو روشن نکرد چشامو باز کردم و دیدم زل زل بهم خیره شده
سعید:اوکیی؟
من:اره خوبم چراه
با لحنی که میخواست بفهمونه دلش برام میسوزه گفت:
سعید:من میفممت کاملا درکت میکنم ولی فقط دوماه تحمل کن فقط دوماه
دستشو گذاشته بود رو دستم بغض کرده بودم دیگه نتونستم
با گریه گفتم:
من:توچی میفمی آخه توی ی خانواده پولدار تحصیلاتت خارج از کشوربوده ... ..
- ۷۵
- ۱۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط