{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یونا: برات بد میشه کیم تهیونگ اینو مطمئن باش

یونا: برات بد میشه کیم تهیونگ اینو مطمئن باش
ته: باشه حالا برو بابا
ویو ات
داشتم با خشم به رفتن یونا نگا میکردم که دستای کسی دو بدنم حلقه شد.
ته: اوم میبینم بیبیم حسودیش شده
ات: چی من 😂من اخه چرا باید به اون دختره حسودی کنم ها اخه چی داره که حسودی کنم.
ته: جداا پس چرا اومدی بغلم کردی
ات: اشتباه شد
اا میبینی خستم من من میرم بخوابم سری محل و ترک کردمو رفتم تو اتاقم قلبم تند تند میزد لعنتی یه ذره اروم تر الان کار دستم میدی هوففف
اخه چرا انقد جذابه فک کنم عاشقش شدم‌...
دیدگاه ها (۰)

پرش زمانی به شبموقع شام بود تهیونگ رفته بود بیرون دلم میخواس...

صبح روز بعدبا تابش نور خورشید از خواب پاشدم ته مث بچه ها خوا...

چرا انقدر سریع مینویسم جر خوردم

ویو بعد ناهاررفتم تو اتاقم اون شریک تهیونگم اومده بود.نمیدون...

مغزم داره گوز می ده نمی کشه فیک جدید بنویسم بریم فیک های قبل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط