بازی درخون
بازی درخون 🍷🗡
پارت بیست سه🍷🗡
دستامو بردم بالا و گفتم
+ دستام و باز میکنی
سرشو به معنی نه بالا انداخت
که حرصم گرفت
با حرصی که کاملا تو صدام مشخص بود گفتم
+ولی من دستم درد میکنه ، نگا
بردم جلوی چشمش
+قرمز شده
حس کردم لبخند محوی روی صورتشه ولی گفت
_آخی
قرمز شده بودم
لبم آویزون شد و شروع کرد به لرزیدن
+چرا باز نمیکنی!؟
لب زد
_شیطونی ! نمیتونم باز کنم
آروم بغضمو قورت دادم و گفتم
+اذیتت نمیکنم باز کن
یکم به چشمام نگاه کرد
سر تکون داد
ولی انگشتشو تهدید وار آورد جلو
+دختره ، وای به حالت اگه تقلا کنی
تو دلم گفتم تو باز کن ببین اینجارو رو سرت خراب میکنم یا نه
+اون موقعی که یه جور دیگه قفلت میکنم
منظور دار این حرف و گفته بود
سرخ شدم
پارت بیست سه🍷🗡
دستامو بردم بالا و گفتم
+ دستام و باز میکنی
سرشو به معنی نه بالا انداخت
که حرصم گرفت
با حرصی که کاملا تو صدام مشخص بود گفتم
+ولی من دستم درد میکنه ، نگا
بردم جلوی چشمش
+قرمز شده
حس کردم لبخند محوی روی صورتشه ولی گفت
_آخی
قرمز شده بودم
لبم آویزون شد و شروع کرد به لرزیدن
+چرا باز نمیکنی!؟
لب زد
_شیطونی ! نمیتونم باز کنم
آروم بغضمو قورت دادم و گفتم
+اذیتت نمیکنم باز کن
یکم به چشمام نگاه کرد
سر تکون داد
ولی انگشتشو تهدید وار آورد جلو
+دختره ، وای به حالت اگه تقلا کنی
تو دلم گفتم تو باز کن ببین اینجارو رو سرت خراب میکنم یا نه
+اون موقعی که یه جور دیگه قفلت میکنم
منظور دار این حرف و گفته بود
سرخ شدم
- ۲.۵k
- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط