{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی درخون

بازی درخون 🍷🗡
پارت بیست پنج🍷🗡



بی توجه به حرفم گفت
+همه آرزشونه همین سنگ و داشته باشن

شونه بالا انداختم ، سعی کردم طلبکار باشم
_به من چه عوضی، میگم چرا منو دزدید

دستشو آورد جلو
با دو دستش دستامو قفل کرد و کشید سمت خودش
خوردم به قفسه سینش...

سرشو آورد پایین
آروم پچ‌زد
+آوردم که دختر کوچولوی خودم بکنمت

لرزیدم
_بزار برم

موهامو کنار زد و خیره به صورتم چشماش و تنگ کرد و گفت
+گفتم که! ازت خوشم اومده برای خودم نگهت میدارم ‌.

میخواستم جفتک بندازم که راننده گفت
_رسیدیم آقا

به بیرون نگاه کردن
با دیدن هواپیما چشمام گرد شد
+اینجا کجاست؟!

بی توجه بهم پیاده شد
خودم و توی ماشین مچاله کردم

با چشمایی که از بغض پر شده بودن گفتم نمیام
مچ پام و گرفت

زور اون کجا و زور من کجا ؟
منو گرفت تو بغلش

سعی کردم صورتش و چنگ بندازم
تا ولم کنه
ولی ول نکرد

+بفرمایید

از پله های هواپیما رفت بالا
جیغ کشیدم
_عوضی، احمق ولم کن...ازت شکایت میکنم...میکشمت

دستمو رسوندم به موهاش
موهاش و محکم توی دستم گرفتم
کشیدم

که سریع دستشو آورد بالا

گذاشت روی دستم
یه فشار آروم داد ولی برای من خیلی درد داشت خیلی...

دستمو ول کردم و آخی گفتم .

نمیتونستم از بغض حرف بزنم

اینم پنج تا پارت دیگ اینایی که حمایت نمیکنن. حق ندارن بخونن😡😡🗡
دیدگاه ها (۱)

بازی درخون 🍷🗡پارت بیست شیش🍷🗡تا حالا هواپیما از نزدیک ندیده ب...

بازی درخون 🍷🗡پارت بیست هفت🍷🗡با ترس به کارش نگاه کردم کمربند ...

بازی درخون 🍷🗡پارت بیست چهار🍷🗡لقدی به زانوش زدم با جیغ گفتم+ت...

بازی درخون 🍷🗡پارت بیست سه🍷🗡 دستامو بردم بالا و گفتم + دستام ...

آهو

#Gentlemans_husband#season_Third#part_340دستشو بالا اوردو نی...

Starry night 🌌part 15+ اره بریم خلاصه میکنم ( و هردو سوار م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط