{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه داستان

ادامه داستان

p27

یونا: کوک مطمئنی حالت خوبه

کوک: بهت نیاز دارم

یونا: چی

فیلیکس: یونا تو اینجا چیکار میکنی چرا نشستی روی پاهای جونگ کوک

کوک: چون من میخوام

فیلیکس: نه بابا

( فیلیکس یونا رو کشوند و روی پاهای خودش گذاشت)

کوک: به چه جرئتی اینکارو کردی احمق

(کوک یقه فیلیکس رو گرفت و جوری زدش که از صورتش خون اومد)

یونا: بسه کافیه

جیمین: کوک ولش کن

کوک: نه اون به اموال من دست زد جنازشو میخوام بزارم جلو چشمش

نامجون: بسه کافیه

یونا: لطفاً به خاطر من نکن

کوک: ایندفعه رو ازت گذشتم وگرنه اگه یک بار دیگه همچین کاری رو بکنی استخون هاتو تیکه تیکه میکنم

فیلیکس: باشه عذرمیخوام


لطفاً حمایت کنید ❤🖤🫰🏻

پارت بعدی رو هر وقت خواستین میزارم 🫰🏻🖤❤🤍🫀💕💜
دیدگاه ها (۳۰)

ادامه داستان p 28داخل خونه یونا: فیلیکس از دهنت خون میاد بیا...

ادامه داستان p26نامجون: بیاین بریم یونا: باشه بریم داخل ماشی...

خون آشام تشنه به خون پارت سوم الان دو ماه شده بود که کوک داخ...

The Boss Savage part 14همزمان با نشستن روی صندلی پشت میز جام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط