{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه داستان

ادامه داستان

p 28

داخل خونه

یونا: فیلیکس از دهنت خون میاد بیا مرحم بزنم به لبت

فیلیکس: مرسی عزیزم

یونا: خواهش میکنم

(یونا مرحم زد روی لب فیلیکس همین موقع هم کوک اومد کوک خیلی خیلی حسودیش شد عصبانی هم شد)

کوک: یونا داری چیکار میکنی

یونا: دارم مرحم به زخم فیلیکس میزنم

(کوک دست یونا رو گرفت و بردش داخل اتاق و وحشیانه میبوسیدش)


اگه کامنت بزارید احتمال اینکه پارت بعدی رو بزارم بیشتر میشه ❤🍓

لطفا حمایت کنید ❤🫰🏻💕
دیدگاه ها (۹۵)

ادامه داستان p27یونا: کوک مطمئنی حالت خوبه کوک: بهت نیاز دار...

‹ قلدر عاشق ›« پارت سوم »یه روز که کوک داخل همون انباری بود ...

پارت ۱۵:عمو های من مافیان

عشق دردناکp¹¹"ویو یونا"گندش بزنن میتونم کلی حرف به کوک بزنم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط