{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرزه ی حکومتی پارت

هرزه ی حکومتی پارت ۱۵


ویو ات

جیمین و جین و جیهوپ من و گرفتن و بردن یه اتاقی
من و انداختن همون وسط بعد کوک اومد و بقیه رفتن
کوک لباسم و تو تنم جر داد و انداخت اونور
خیلی خجالت کشیدم و عصبی بودم

ات : هیییییی چیکاررر میکنییییی . بلند

کوک : به تو ربطییی ندارهههه هرزه کوچولو

خیلی از کلمه ی هرزه بدم میاد برای همین بیشتر عصبی شدم

ات : حق ندارییی بهممم بگییی هرزه وقتی هیچی نمیدونییی

کوک : مثل اینکه میخوای تنبیهت بیشتر بشه

لباس زیر تنم بود بعد یه تیشرت سفید تنم کردم
بعد دست و پام و بست و کمر بندش و در آورد
چند بار دور دست پیچید و بعد زد به من
&&۷
ات : عایییییییی...کوکککک

همینطور جیغ میکشیدم و جیغ میزدم
بعد ۵ ضربه

شلاق و برداشت آورد

ات : لدفاااا نههه خواهششش میکنمم با ایننن نههههه

کوک شروع کرد به زدن
بعد از ۲۵۰ ضربه ی شلاق از هوش رفته بودم

ویو کوک

دیدم بیهوش شده همونجا ولش کردم تا بیشتر تنبیه کنم

لایک یادتون نرههه
دیدگاه ها (۳)

هرزه ی حکومتی پارت ۱۶ ویو ات بهوش اومدم و خیلی درد داشتم کمر...

دوستان ببخشید بابت تاخیر فیکم ولی واقعا سرم شلوغه شرمندهحححح...

هرزه ی حکومتی پارت ۱۴ داشتم فکر میکردم که یه فایل و اشتباه ف...

رمان عشق و نفرت پارت 14سلام سیسیا خوبین اوهم اوکی بریم واسه ...

☆سادیسمی منp/⁷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط