همکلاسی جدید من
همکلاسی جدید من
P5
& من برادرشم
: هه چه حرف ها ...
داشت حرف میزد که سوهیون دستت را کشید و بردت توی کلاس و در را بست و چسبوندت به در
& هی خوبی
+ اهم...(سرت را پایین انداختی)
& نزدیکش نشو از الان به بعدم من به عنوان دوست پسرتم
- چه غلطا ( سرد و کمی عصبانی)
سرت را بالا اوردی و دیدی هیونجین توی کلاسه
& هیونگ تو اینجا چیکار میکنی ( با تعجب و استرس)
- ولش کن اون بچه مردمه
& هیونگ نمیتونم سوزی ....سوزی ....
- سوزی چی
& هیچی خودم حلش میکنم
زنگ خورد و معلم اومد توی کلاسه و نشستید که معلم صحبت را شروع کرد
~ خب معرفی میکنم هم کلاسی جدیدتون از اون کلاس به این کلاس اومده خودت را معرفی کن گلم
: سلام من سوزی لز کلاس چهار هستم
+ هه مثل اینکه یه همکلاسی افریته داریم( تو دلت)
تعظیم کرد
~ هی ات جات را با سوزی عوض میکنی
+ چی.... یعنی سوزی بیاد پیش هیونجین
~ اوهوم
سرت را پایین انداختی و خواستی بلند بشی که وسایلت را جمع کنی که هیونجین دستش را محکم کوبید روی رونت که دوباره نشستی
- ببخشید معلم ولی من انگلیسیم ضعیفه میخوام ات کمکم کنه
~ ولی تو که توی انگلیسی رتبه اول شدی
- اره ولی بعضی جا ها میخوام کمکم کنه
دستش هنوز روی رونت بود که دستت را روی دستش گذاشتی
+ اشکال نداره
- کسی کاری با تو نداره برا خودم میگم حوصلش را ندارم ( سرد )
دستش را از روی رونت برداشت و سوزی یه نگاه حسودی توی نگاهش بود و بهت نگاه میکرد
کلاس شروع شد و هیونجین گرفت خوابید دوباره براش نکات را برداشت کردی همه رفتند بیرون و تو سرت را روی بازوی خودت گذاشتی مو های هیونجین رو از روی صورتش کنار زدی و اروم گفتی
+ هی....شالا میفهمیدی چقدر دوستت دارم
هیونجینی که بیدار بود و صدات را میشنید ولی چشماش را باز نمیکرد همه چی اروم بود که سوزی اومد توی کلاس
: یاااااا..... دختره ج.ن.د.ه کی بهت میگه به دوست پسر من دست بزنی ( با داد)
- خفه شو ...
: یا هیونجیناااا ( صدای کیوت و پیکمی🤢🤮)
- گفتم خفه شووووووووو......( بلند شد و دستش را کوبید روی نیمکت )
سوزی گریه افتاد و رفت بیرون تو که چشمات درشت شده بود چشمات را جدی کردی
+ هه.....فکر کرده کیه
هیونجین بلند شد و رفت وقتی هیونجین رفت سوزی اومد تو وسریع مو هات را کشید
: یه بار فقط یه بار دیگه ببینم با هیونجینی اون موقع است که ...
داشت حرف سوهیون اومد و هولش داد و تو را بغل کرد
& خوبی
+ ام...ام......
بغضت گرفته بود ولی نمیخواستی ضعیف به نظر برسی که سوهیون سرت را گذاشت توی سینش
& هی اشکال نداره من پیشتم . سوزی برو گمشو بیرون
: اخی من نمیدونستم این دختره انقدر سوسوله ( با خنده و اون دو تا دوست مسخرش)
& گفتم برو بیرون( با داد)
سوزی پاش را زمین کوبید و به محض اینکه سوزی رفت بیرون تو سرت را گرفتی شروع به گریه کردی
& هی هی گریه نکن من پیشتم نمیذارم کسی نزدیکت بشه ( در حال نوازش مو هات)
داشتی گریه میکردی که سرت گیج رفت و دیگه هیچی نفهمیدی وقتی بلند شدی دکتر مدرستون را دیدی
) هی خوبی
+ اره خوبم سرم درد میکنه
داشتید حرف میزدید که مدیر اومد تو
( هی هی دختم خوبی
+ ممنون ولی سرم درد میکنه
( کار کیه
+ یه .......هیچی کار سوزیه
( الان میرم ادبش میکنم
+ اقای مدیر
( جان
+ میگم میشه خودم تنبیهش کنم اگه شما تنبیهش کنید بعد دوباره میاد سراغم و تازه میگه که چرا به مدیر گفتی
( باشه فقط حواست باشه که تو دردسر نیوفتی
از روی تخت بلند شدی و رفتی بیرون سوزی را توی راهرو دیدی
: وا ببین کی اینجاست یه دختر سوسول
با دوستای مزخرفش خندیدند و مسخرت کردند که تو رفتی و سریع مو هاش را کشیدی
+ سوسول اره حالا یه سوسولی بهت نشون میدم بری به مامانت بگی چه ..........هستی
: یا مو هام را ول کنم
+ سوسول خانم خفه شو که با سگم میخوام بازی کنم
بعد که موهاش را داشتی میکشیدی با لگد زدی تو کمرش که افتاد کف سالن بعدم پات را گذاشتی روی کتش و فشار دادی و همچنان مو هاش توی چنگت بود
+ فقط..فقط یه بار دیگه نزدیکم بشی کچلت که میکنم هیچی یوقت دیدی همین پام خورده توی صورتت
همه اونجا جمع شده بودند و هیونجین داشت از اون پشت بهت نگاه میکرد .....
پایان ببخشید نزاشتم امتحان داشتم تا پارت بعدی خدافظظظظظظظ
P5
& من برادرشم
: هه چه حرف ها ...
داشت حرف میزد که سوهیون دستت را کشید و بردت توی کلاس و در را بست و چسبوندت به در
& هی خوبی
+ اهم...(سرت را پایین انداختی)
& نزدیکش نشو از الان به بعدم من به عنوان دوست پسرتم
- چه غلطا ( سرد و کمی عصبانی)
سرت را بالا اوردی و دیدی هیونجین توی کلاسه
& هیونگ تو اینجا چیکار میکنی ( با تعجب و استرس)
- ولش کن اون بچه مردمه
& هیونگ نمیتونم سوزی ....سوزی ....
- سوزی چی
& هیچی خودم حلش میکنم
زنگ خورد و معلم اومد توی کلاسه و نشستید که معلم صحبت را شروع کرد
~ خب معرفی میکنم هم کلاسی جدیدتون از اون کلاس به این کلاس اومده خودت را معرفی کن گلم
: سلام من سوزی لز کلاس چهار هستم
+ هه مثل اینکه یه همکلاسی افریته داریم( تو دلت)
تعظیم کرد
~ هی ات جات را با سوزی عوض میکنی
+ چی.... یعنی سوزی بیاد پیش هیونجین
~ اوهوم
سرت را پایین انداختی و خواستی بلند بشی که وسایلت را جمع کنی که هیونجین دستش را محکم کوبید روی رونت که دوباره نشستی
- ببخشید معلم ولی من انگلیسیم ضعیفه میخوام ات کمکم کنه
~ ولی تو که توی انگلیسی رتبه اول شدی
- اره ولی بعضی جا ها میخوام کمکم کنه
دستش هنوز روی رونت بود که دستت را روی دستش گذاشتی
+ اشکال نداره
- کسی کاری با تو نداره برا خودم میگم حوصلش را ندارم ( سرد )
دستش را از روی رونت برداشت و سوزی یه نگاه حسودی توی نگاهش بود و بهت نگاه میکرد
کلاس شروع شد و هیونجین گرفت خوابید دوباره براش نکات را برداشت کردی همه رفتند بیرون و تو سرت را روی بازوی خودت گذاشتی مو های هیونجین رو از روی صورتش کنار زدی و اروم گفتی
+ هی....شالا میفهمیدی چقدر دوستت دارم
هیونجینی که بیدار بود و صدات را میشنید ولی چشماش را باز نمیکرد همه چی اروم بود که سوزی اومد توی کلاس
: یاااااا..... دختره ج.ن.د.ه کی بهت میگه به دوست پسر من دست بزنی ( با داد)
- خفه شو ...
: یا هیونجیناااا ( صدای کیوت و پیکمی🤢🤮)
- گفتم خفه شووووووووو......( بلند شد و دستش را کوبید روی نیمکت )
سوزی گریه افتاد و رفت بیرون تو که چشمات درشت شده بود چشمات را جدی کردی
+ هه.....فکر کرده کیه
هیونجین بلند شد و رفت وقتی هیونجین رفت سوزی اومد تو وسریع مو هات را کشید
: یه بار فقط یه بار دیگه ببینم با هیونجینی اون موقع است که ...
داشت حرف سوهیون اومد و هولش داد و تو را بغل کرد
& خوبی
+ ام...ام......
بغضت گرفته بود ولی نمیخواستی ضعیف به نظر برسی که سوهیون سرت را گذاشت توی سینش
& هی اشکال نداره من پیشتم . سوزی برو گمشو بیرون
: اخی من نمیدونستم این دختره انقدر سوسوله ( با خنده و اون دو تا دوست مسخرش)
& گفتم برو بیرون( با داد)
سوزی پاش را زمین کوبید و به محض اینکه سوزی رفت بیرون تو سرت را گرفتی شروع به گریه کردی
& هی هی گریه نکن من پیشتم نمیذارم کسی نزدیکت بشه ( در حال نوازش مو هات)
داشتی گریه میکردی که سرت گیج رفت و دیگه هیچی نفهمیدی وقتی بلند شدی دکتر مدرستون را دیدی
) هی خوبی
+ اره خوبم سرم درد میکنه
داشتید حرف میزدید که مدیر اومد تو
( هی هی دختم خوبی
+ ممنون ولی سرم درد میکنه
( کار کیه
+ یه .......هیچی کار سوزیه
( الان میرم ادبش میکنم
+ اقای مدیر
( جان
+ میگم میشه خودم تنبیهش کنم اگه شما تنبیهش کنید بعد دوباره میاد سراغم و تازه میگه که چرا به مدیر گفتی
( باشه فقط حواست باشه که تو دردسر نیوفتی
از روی تخت بلند شدی و رفتی بیرون سوزی را توی راهرو دیدی
: وا ببین کی اینجاست یه دختر سوسول
با دوستای مزخرفش خندیدند و مسخرت کردند که تو رفتی و سریع مو هاش را کشیدی
+ سوسول اره حالا یه سوسولی بهت نشون میدم بری به مامانت بگی چه ..........هستی
: یا مو هام را ول کنم
+ سوسول خانم خفه شو که با سگم میخوام بازی کنم
بعد که موهاش را داشتی میکشیدی با لگد زدی تو کمرش که افتاد کف سالن بعدم پات را گذاشتی روی کتش و فشار دادی و همچنان مو هاش توی چنگت بود
+ فقط..فقط یه بار دیگه نزدیکم بشی کچلت که میکنم هیچی یوقت دیدی همین پام خورده توی صورتت
همه اونجا جمع شده بودند و هیونجین داشت از اون پشت بهت نگاه میکرد .....
پایان ببخشید نزاشتم امتحان داشتم تا پارت بعدی خدافظظظظظظظ
- ۱۷۴
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط