{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part ²

Part ²





بعد از کلی از اون کارای چندش آور اومدیم خونه رفتم لباسامو عوض کردم رفتم توی وان آب ولرم فقط نوشتم داخلش همیشه آب ولرم بهم آرامش می داد موهای خیسم که داخل آب شناور بود تار تار شده بود چقدر ارایشگره موهای بلند نازنینمو کش می داد خدا خیرش نده حالا اینا به کنار داشتم لذت می بردم که صدای در حموم اومد
+بلههه
&دخترم بیا شام حاضره
+مامان میل ندارم
& مطمئنی
+اره مامان







+وقتی بچه بودم بابام داخل اتاقم یه آشپزخونه مخفی درست شده بود پشت کمد دیواری هیچ کس از اونجا به جز من و بابام خبر نداشتیم پر از خوراکی و غذا و نودل و..... اینا بود هر وقت غذا نمی خوردم از اونجا چیزی می خوردم درسته کوچیک بود اما مجهز به همه چی بود همه چی هم مارک بود با خودم داخل حموم همیشه خوراکی می بردم و می خوردم ریما همه چی داشتم گوشی زاپاس شارژر زاپاس ایرپاد هم چی

از حموم بیرون اومدم یه چیز کیک خوردم لباس راحتی پوشیدم رفتم به خوابم بعد چند مین خوابم برد.........




-رفتم به اتاق انا میخواستم باهاش حرف بزنم دیدم خوابه رفتم دیدمش چقدر ناز بود عین یه فرشته رفتم بیرون داخل حیاط قدم بزنم



+صدای بسته شدن در اومد از اون جایی که خوابم سبک بود تقی به توقی می خورد از خواب بلند می شدم خوابم نبرد چون پنجره اتاق خوابم به یه بالکن کوچیک وصل بود روی تاقچه پنجره نشستم به بیرون خیره شدم دیده تهیونگه داره قدم می زنه با خودش چیزی زمزمه می کنه حالا چی زمزمه می کنه نمی دونم




شرطا شرطای قبل
دیدگاه ها (۱)

Part ³-با خودم حرف می زدم هنوز غرق زیبایی انا بودم رو مو این...

Part ⁴+از خواب بلند شدم موهامو شونه کردم بالا بسته دو تا لاخ...

Part ¹ ~امروز روز عروسی بود تالاری بزرگ و مجلل خوشحال ترین ف...

part ⁷-تازه خیلی کارا هست که نکردیم +اوکی اوکی (سریع و خجالت...

پارت 11بعد ما از اونجا رفتیم بیرون جنی: جیسو خوبیجیسو: اره خ...

Part:8. #ریاست.عشقبعد از حموم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط