{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگران نباش...

نگران نباش...
از کنارت که رد میشوم
طوری دندانهایم را روی هم میفشارم
 که دهانم غلط کند
به اعتراف دوست داشتنت باز شود...
و دستانم را طوری درون جیبهام حبس میکنم
که به شوق گرفتن دستهات
 از تنم جدا نشوند...
نگران نباش..
هیچ کس نخواهد فهمید
 این آبادیه از درون ویران
تمام حجم درونش را
 وقف داشتنت کرده است...
نه
لطفاً
نگران من هم نباش..
خوب بودن را خوب بلد شده ام بازی کنم ...
دیدگاه ها (۱)

برف میبارد و من چشم به راهت هستم درپی آتشی از برق نگاهت هستم...

نگاهم کن تا مرز عشق صدایم کن تا بی نهایت عشق چه زیباست وقتی ...

بیا با هم بخندیم و خنده هایمان بی جان نباشد اصلا بیا کاری کن...

رفت تو نگاش حسی نداشت دلمو تنها گذاشتجای هیچ حرفی نذاشترفت ب...

نگران نباش...از کنارت که رد میشومطوری دندانهایم را روی هم می...

نه!نگران نباش.از کنارت که رد میشوم،طوری دندانهایم را روی هم ...

نه نگران نباش !از کنارت که رد میشوم طور عجیبی ادای غریبگی در...

نه نگران نباش !از کنارت که رد میشوم طور عجیبی ادای غریبگی در...

نه نگران نباش ! از کنارت که رد میشوم طور عجیبی ادای غریبگی د...

نه نگران نباش !از کنارت که رد میشوم طور عجیبی ادای غریبگی در...

نه نگران نباش !از کنارت که رد میشوم طور عجیبی ادای غریبگی در...

نه نگران نباش !از کنارت که رد میشوم طور عجیبی ادای غریبگی در...

نه نگران نباش ! از کنارت که رد میشوم طور عجیبی ادای غریبگی د...

نه نگران نباش !از کنارت که رد میشوم طور عجیبی ادای غریبگی در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط