می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر/سرمکش تا نکشد سر به فل
می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر/سرمکش تا نکشد سر به فلک فریادم/زلف را حلقه مکن تا نکنی در بندم/طره را تاب مده تا ندهی بربادم/یاربیگانه مشو تانبری از خویشم/غم اعیارمخور تا نکنی ناشادم/رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم قد برافراز که از سرو کنی آزادم
عاشق این شعرم
عاشق این شعرم
- ۸۶۶
- ۱۸ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط