{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دید مجنون را شبی لیلا به خواب

دید مجنون را شبی لیلا به خواب
کاسه ای در دست دارد خیس آب

گفت او را چیست ای شیدای من؟
در جوابش گفت ای لیلای من

کاسه ی آب است اما آب نیست
باده ی ناب است اما ناب نیست

اینکه میبینی حاصل افسون توست
دسترنج هق هق مجنون توست

سوختم در آتش بیداد تو
ریختم هر قطره اش با یاد تو

ابر بودم تشنه ی لیلا شدم
بس که باریدم تو را دریا شدم

عشق اگر روزی تو را افسون کند
لیلی اش را تشنه ی مجنون کند
دیدگاه ها (۱)

نمی دانم چه می خواهم خدایابه دنبال چه می گردم شب و روزچه می ...

خدایا خیلی دلم گرفتس ..این روز جمعه ای فرجی حاصل کن

یک شبی مجنون نمازش راشکست.. بی و...

هر آن کس که می خواهد پرواز کردن بیاموزدابتدا بایستی ایستادن ...

🦋🦋 باران‌می بارد .این عطر تن توست که می پیچدخدا باران را برا...

#شعر🍃ای یار ترین یار و نگارم ،  باز آ ..با گریه ی تلخ ، بی ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط