{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 𝖔𝖋 𝖑𝖔𝖛𝖊

𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 𝖔𝖋 𝖑𝖔𝖛𝖊
سایه های عشق
.📜
.🖇️
.📜

پارت ۲۰:
نه ماه بعد، خانهی کوچک حومه شهر پر از صدای گریهی نوزاد شد. یونا پسری سالم و زیبا به دنیا آورده بود با چشمانی درشت و موهایی مشکی مثل جونگکوک. اسمش را گذاشتند جونهو، به معنای "آسمان زیبا".

جونگکوک برای اولین بار در زندگیاش، اشکهای شوق ریخت. نوزاد را در آغوش گرفت و به یونا گفت: نگاه کن... این کوچولوی ماست. خونمون، گوشتمون، زندگی جدیدمون.

یونا با صورتی خسته اما پر از لبخند گفت: حالا دیگه سهتاییم. ولی جونگکوک، قول بده که این بچه هیچوقت طعم تاریکی رو نچشه.

جونگکوک پیشانیاش را بوسید و گفت: قول میدم. این بچه فقط عشق و آرامش میبینه.

تهیونگ و جیمین هم به دیدن آنها آمدند. تهیونگ که جونهو را در آغوش گرفت، با چشمانی خیس گفت: من که عاشقش شدم. بذار عمویش باشم.

جیمین هم خندید و گفت: منم عموی دوم.

و در آن روز، همه با هم جشن گرفتند. پر از خنده، پر از عشق، پر از امید.
---
بچها اینم چهار پارت بعد
💋♥️🍫🎀🌈📜
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۹ :یک هفته بعد، خونهی کوچک حومه شهر دوباره پر از زندگی...

𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 𝖔𝖋 𝖑𝖔𝖛𝖊سایه های عشق.📜.🖇️.📜پارت ۱۸:جونگکوک با بدن زخم...

𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 𝖔𝖋 𝖑𝖔𝖛𝖊سایه های عشق.📜.🖇️.📜پارت ۱۳:دو روز بعد، درگیری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط