{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زهوار قلب خسته ام در رفته دیگر

زهوار قلب خسته ام در رفته دیگر
گلهای باغ عشق و مستی گشته پرپر
هر انچه دارم را به یغما برده این عشق
با خاک و خاکستر شدم در یک برابر
خوش باوری بودم که باور کردم عشق است
نفرین به من ،نفرین به دل ،نفرین به باور
یک روز عاشق شد دلم ،یک روز خندید
باید بسوزم از غمش تا روز آخر
دنیا به رویم میشود اوار وقتی
هر کس به من می گوید این عشق است دیگر
آخر کجای عشق این بی بندو باری ست
آخر کجا گفتند عشق و دیده ی تر ؟
دیدگاه ها (۹)

نترس از بوسه هایی که جماعت دید باورکنجهان یک روز می بایست می...

تو را دوست دارم... و هرگز هیچ‌کدام از مردانِ این زمانه،جرات ...

دلم ای عشق تو را در همه جا میخواهدسرِ سجّاده به هنگامِ دعا م...

صد دریغ از نگاه عاشق و شاد در سکوتی نشسته حضرت داد باتوام ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط