پارت اولللل چند پارتیدرخواستی
پارت اولللل چند پارتی🎀(درخواستی)
علامتا= ته (+) و کوک(_)
هوفف آخه من چرا باید انقد عذاب بکشم و همش کار کنم و همه بخاطر فقیر بودنم مسخرم کنن چرا منم نمیتونم مث همسنای خودم آلفام رو پیدا کنم ویه زندگی معمولی باهاش داشته باشم.
+آییییی....هووویی چت.....(با دیدن طرف هنگ کرد)
_ چیزی داشتی میگفتی جوجه؟(بم)
_ خبب ن..نعع ب...با خ..خودم بو...بودم .... چ..چیززه م..من دی..گه ر...ر...فتم(ترس)
_ نچ نچ کجا هنوز تازه باهات کار دارم نکنه میخوای بری و قلب و روح منم با خودت ببری(بچه ها همه حرفاش بمه)
+ چییییی قلبتوو؟
_هومم...منی که به عشق اعتقاد نداشتم با دیدن چشمات توی یک نگاه عاشق شدم عجیبه... مهم نیس حالا دو راه داری یا میای یا میبرمت
+ نه من هیجا نمیام
_ عهه عجب بیبی زبون درازی دارم من خیلی دوست داری زوری ببرمتا
+ هیچ غلطی نمی....
هنوز حرفشو کامل نکرده بود که کوک روی دوشش انداخت و راه افتاد سمت ماشینش ولی از بس ته وول میخورد که کوک عصبانی شد و یه اسپنک محکم به باسن تو پر ته زد که نالش تا اونور خیابون رفت و از درد گریش گرفت. رسیدن به ماشین و نشستن و راننده راه افتاد توی راه کوک خودش رو معرفی کرد و گفت که ۳۰ سالشه و یه شرکت داره(در اصل مافیاس ولی نمیگه که ته در نره) و وقتی کامل خودشو معرفی کرد به ته گفت که اونم خودشو معرفی کنی ولی ته لجبازی کرد و هیچی نگفت
_ هه اشکالی نداره وقتی تنبیه شدی میفهمی که نباید از دستوراتم سرپیچی کنی
ویو ته
با حرفش خیلی ترسیدم ولی به روی خودم نیاوردم واییی ایکاش یچی میگفتمممم اگه الان رفتیم خونش منو بزنه یا زندانیم کنه یا تج.....نه نه نه امکان نداره اون اینکارو نمیکنه آره نمیکنه ایششش بیخیال بهتره فکرم رو آزاد کنم چون دارم دیوونه میشم....
ویو پیشی(بنده🎀)
خب داداشا اینا رسیدن خونه و بعد از تعجب کردن ته و نگاه کردنش به اطراف رفتن داخل و ته دید که واووو داخل صد برابر از بیرون خوشگلتره که یهو به خودش اومد و دید کوک داره میبرتش طبقه بالای عمارت که چه عرض کنم قصر و رفت توی یه اتاق که هرگز نمیتونست حتی توی خوابش هم ببینه وبعد انداختش رو مبل اتاق و روش خیمه زد
_ ببین کوچولو اینجا قوانین نداره ولی بی ادبی و لباس باز پوشیدن برای تو تنبیه داره و اصلا دوست ندارم اینکارو با این بدن سفید و صافت بکنم پس منو مجبور به انجام این کار نکن بیبی
ته با ترس سر تکون داد و....
شرایط:۱۷ تا لایک و ۲۵ تا کامنت
بچه ها نسبت به تعداد فالوورا حمایت خیلی کمهه یعنی چی ۱۰۶ تا فالوور کلا ۱۵ تا لایک الان باید حداقل ۳۰ تا لایک بخورن پستام اگه اینجوری باشه واقعا دیگ ادامه نمیدم لطفا حمایت کنید 🤏
اینم پارت اول درخواستیت خوشگل خانم🎀
باییییی
علامتا= ته (+) و کوک(_)
هوفف آخه من چرا باید انقد عذاب بکشم و همش کار کنم و همه بخاطر فقیر بودنم مسخرم کنن چرا منم نمیتونم مث همسنای خودم آلفام رو پیدا کنم ویه زندگی معمولی باهاش داشته باشم.
+آییییی....هووویی چت.....(با دیدن طرف هنگ کرد)
_ چیزی داشتی میگفتی جوجه؟(بم)
_ خبب ن..نعع ب...با خ..خودم بو...بودم .... چ..چیززه م..من دی..گه ر...ر...فتم(ترس)
_ نچ نچ کجا هنوز تازه باهات کار دارم نکنه میخوای بری و قلب و روح منم با خودت ببری(بچه ها همه حرفاش بمه)
+ چییییی قلبتوو؟
_هومم...منی که به عشق اعتقاد نداشتم با دیدن چشمات توی یک نگاه عاشق شدم عجیبه... مهم نیس حالا دو راه داری یا میای یا میبرمت
+ نه من هیجا نمیام
_ عهه عجب بیبی زبون درازی دارم من خیلی دوست داری زوری ببرمتا
+ هیچ غلطی نمی....
هنوز حرفشو کامل نکرده بود که کوک روی دوشش انداخت و راه افتاد سمت ماشینش ولی از بس ته وول میخورد که کوک عصبانی شد و یه اسپنک محکم به باسن تو پر ته زد که نالش تا اونور خیابون رفت و از درد گریش گرفت. رسیدن به ماشین و نشستن و راننده راه افتاد توی راه کوک خودش رو معرفی کرد و گفت که ۳۰ سالشه و یه شرکت داره(در اصل مافیاس ولی نمیگه که ته در نره) و وقتی کامل خودشو معرفی کرد به ته گفت که اونم خودشو معرفی کنی ولی ته لجبازی کرد و هیچی نگفت
_ هه اشکالی نداره وقتی تنبیه شدی میفهمی که نباید از دستوراتم سرپیچی کنی
ویو ته
با حرفش خیلی ترسیدم ولی به روی خودم نیاوردم واییی ایکاش یچی میگفتمممم اگه الان رفتیم خونش منو بزنه یا زندانیم کنه یا تج.....نه نه نه امکان نداره اون اینکارو نمیکنه آره نمیکنه ایششش بیخیال بهتره فکرم رو آزاد کنم چون دارم دیوونه میشم....
ویو پیشی(بنده🎀)
خب داداشا اینا رسیدن خونه و بعد از تعجب کردن ته و نگاه کردنش به اطراف رفتن داخل و ته دید که واووو داخل صد برابر از بیرون خوشگلتره که یهو به خودش اومد و دید کوک داره میبرتش طبقه بالای عمارت که چه عرض کنم قصر و رفت توی یه اتاق که هرگز نمیتونست حتی توی خوابش هم ببینه وبعد انداختش رو مبل اتاق و روش خیمه زد
_ ببین کوچولو اینجا قوانین نداره ولی بی ادبی و لباس باز پوشیدن برای تو تنبیه داره و اصلا دوست ندارم اینکارو با این بدن سفید و صافت بکنم پس منو مجبور به انجام این کار نکن بیبی
ته با ترس سر تکون داد و....
شرایط:۱۷ تا لایک و ۲۵ تا کامنت
بچه ها نسبت به تعداد فالوورا حمایت خیلی کمهه یعنی چی ۱۰۶ تا فالوور کلا ۱۵ تا لایک الان باید حداقل ۳۰ تا لایک بخورن پستام اگه اینجوری باشه واقعا دیگ ادامه نمیدم لطفا حمایت کنید 🤏
اینم پارت اول درخواستیت خوشگل خانم🎀
باییییی
- ۱.۷k
- ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط