سلام مجددددددد
سلام مجددددددد
#پارت6
#ازت.متنفرم.اما.دوست.دارم
---------------------------------------------------------
هانا بر می گردد به پشت سرش نگاه می کنه و یه آدم که مثل گوسفند می بینه« معذرت به تمام طرفدار های کوکو🤣🤣»
هانا:تو؟
کوکو با دیدنش و شنیدن حرفش یه ابرو می بره بالا
کوکو: من کوکونوی هاجیمه هستم
هانا یه نگاه درست بهش می دازه و دیگه عاشق میشهههههه
هانا: یه شماره گیره ما نمی یاد؟!
هانا به کوکو نزدیک میشه بعد انگشتش رو می ذاره رو سینه کوکو می کشه پایین و با یه نگاه جذاب بهش نگاه می کنه.
کوکو:آهِ آهِ چندشم شد...
بچه هانا شکست عشقی می خوره چون اولین باره پیشنهاد میده طرف جواب رد میشه
هانا: آخ قلبم به درد اومد
با تمسخر دستش روی سرش می ذاره و کمرش رو یکم می چرخونه بعد یهو جدی میشه« مودی بودن هانا رو برم»
هانا: اومدم یه فایل تحویل بدم...
کوکو یهو یادش میاد که به پدر هانا گفت بود اطلاعات می خواد
کوکو: پس اوردیش
ران.ریندو.سانزو: ما اینجا هویجیم...
هانا: شمارت رو بده
هانا با یه لحن جدی میگه و تعجب ران و ریندو و نگاه سانزو که داشت سوراخ می کرد رو نادیده گرفت.
کوکو: چی معلومه که نه!
هانا: برای فرستاد فایل باید شمارت رو ذخیره داشته باشم اسکل
هانا با تمسخر و یه لحن جدی میگه
کوکو: راس میگی
کوکو ما مثل آدم شماره رو میگه بعد هانا زنگ می زنه وقتی هم دید شماره درسته و فایل رو می فرسته بعد هیچی دیگه مودش دوباره عوض میشه
هانا: حیحی!در آخر شمارت رو بهم دادی آقای کوکو
هانا با یه حالت تمسخرآمیز میگه
کوکو: پاکش کن...
با یه لحن پوکر
هانا: نه!
زبونش رو در میاره که چشمش می خوره به مرد
#پارت6
#ازت.متنفرم.اما.دوست.دارم
---------------------------------------------------------
هانا بر می گردد به پشت سرش نگاه می کنه و یه آدم که مثل گوسفند می بینه« معذرت به تمام طرفدار های کوکو🤣🤣»
هانا:تو؟
کوکو با دیدنش و شنیدن حرفش یه ابرو می بره بالا
کوکو: من کوکونوی هاجیمه هستم
هانا یه نگاه درست بهش می دازه و دیگه عاشق میشهههههه
هانا: یه شماره گیره ما نمی یاد؟!
هانا به کوکو نزدیک میشه بعد انگشتش رو می ذاره رو سینه کوکو می کشه پایین و با یه نگاه جذاب بهش نگاه می کنه.
کوکو:آهِ آهِ چندشم شد...
بچه هانا شکست عشقی می خوره چون اولین باره پیشنهاد میده طرف جواب رد میشه
هانا: آخ قلبم به درد اومد
با تمسخر دستش روی سرش می ذاره و کمرش رو یکم می چرخونه بعد یهو جدی میشه« مودی بودن هانا رو برم»
هانا: اومدم یه فایل تحویل بدم...
کوکو یهو یادش میاد که به پدر هانا گفت بود اطلاعات می خواد
کوکو: پس اوردیش
ران.ریندو.سانزو: ما اینجا هویجیم...
هانا: شمارت رو بده
هانا با یه لحن جدی میگه و تعجب ران و ریندو و نگاه سانزو که داشت سوراخ می کرد رو نادیده گرفت.
کوکو: چی معلومه که نه!
هانا: برای فرستاد فایل باید شمارت رو ذخیره داشته باشم اسکل
هانا با تمسخر و یه لحن جدی میگه
کوکو: راس میگی
کوکو ما مثل آدم شماره رو میگه بعد هانا زنگ می زنه وقتی هم دید شماره درسته و فایل رو می فرسته بعد هیچی دیگه مودش دوباره عوض میشه
هانا: حیحی!در آخر شمارت رو بهم دادی آقای کوکو
هانا با یه حالت تمسخرآمیز میگه
کوکو: پاکش کن...
با یه لحن پوکر
هانا: نه!
زبونش رو در میاره که چشمش می خوره به مرد
- ۱۲.۷k
- ۰۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط